در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1052 - تاریخ 1397/4/20 >> دین و اندیشه
روزنامه گویه - شاخص های مسئولیت پذیری در آموزه های دینی ( ۱۴ )
شاخص های مسئولیت پذیری در آموزه های دینی ( ۱۴ )
شکم باره کسی است که از مصرف بیش از اندازه مواد غذایی و نوشیدنی لذت می‌برد. شکم پرست همچنین به فردی اطلاق می‌شود که به مصرف مواد غذایی اعتیاد ...


احتراز از شکم بارگی
شکم باره کسی است که از مصرف بیش از اندازه مواد غذایی و نوشیدنی لذت می‌برد. شکم پرست همچنین به فردی اطلاق می‌شود که به مصرف مواد غذایی اعتیاد دارد .
ﻳﻜﻲ از آﺳﻴﺐ ﻫﺎي ﭘﻴﺶ روي ﺣﺎﻛﻤﺎن و ﻣﺪﻳﺮان در ﻧﻈﺎم ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ - ﺳﻴﺎﺳـﻲ اﺳـﻼم ، ﺷﻜم بارﮔﻲ اﺳﺖ . اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ (ع) از ﺟﻤﻠﻪ  ﺻﻔﺎت ﻣﺮدان اﻟﻬﻲ را  ﺗـﻼش ﺑـﺮاي ﺧﺮوج از ﺳﻠﻄﺔ ﺷﻜﻢ ﻣﻲ داﻧﺪ . آن ﺣﻀﺮت در اﻳﻦ ﺑﺎره ﻣـﻲ ﻓﺮﻣﺎﻳـﺪ : در ﮔﺬﺷـﺘﻪ ﺑـﺮادري دﻳﻨﻲ داﺷﺘﻢ كه در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياي حرام در چشم بي ارزش مي نمود ، و از شكم بارگي دور بود ، ﭘﺲ آﻧﭽﻪ را ﻧﻤﻲ ﻳﺎﻓﺖ ، آرزو ﻧﻤﻲ ﻛﺮد و آﻧﭽﻪ را ﻣﻲ ﻳﺎﻓﺖ ، زﻳﺎده روي  ﻧﺪاﺷﺖ . ( نهج البلاغه ، ﺣﻜﻤﺖ ۲۸۹ )
انسان در داشتن چشم، گوش و زبان، شبيه حيوان است، ولى كيفيّت و هدف بهره‌بردارى انسان از نعمت‌ها بايد بهتر و بيشتر باشد ، وگرنه همچون حيوان بلكه پست‌تر از اوست . زیرا گرچه حیوانات همانند دیگر آفریده‌های پروردگار ذکر و تسبیح خداوند را دارند ولی چون از اساس نعمت عقل را که در اختیار انسان است آنها دارا نیستند ، تکلیف و مسئولیتی متوجه آنها نیست . اما انسانی که دارای این کرامت الهی و نیز نعمت های خاص است ، در قبال آن نعمتها مسئول است و اگر از آنها به خوبی استفاده نکند و آنها را هدر بدهد از مقام کرامت و والایی خود به مرحله ای سقوط می کند که از حیوانات نیز پست تر خواهد شد .
از منظر امام علی (ع) شکم بارگی کار حیوان است نه انسان ، آن حضرت می فرماید : همانا تمام حيوانات در تلاش پر كردن شكمند و درندگان در پي تجاوز كردن به ديگران و زنان بي ايمان تمام همتشان آرايش زندگي و فساد انگيزي در آن است ، اما مومنان فروتنند ، همانا مومنان مهربانند ، همانا مومنان از آينده ترسانند  .( نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۳ )
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ آن ﺣﻀﺮت درﺑﺎره ﭼﻨﺪ ﺗﻦ از ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﺑﺰرگ اﻟﻬﻲ و ازﺟﻤﻠﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮاﻋﻈﻢ اﺳﻼم ﻣﻲ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ : اﮔﺮ ﺧﻮاﻫﻲ... ﻣﻮﺳﻲ و زﻧﺪﮔﻲ او را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻢ ، آﻧﺠـﺎﻛﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ : ﭘﺮوردﮔﺎرا ! « ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ از ﻧﻴﻜﻲ ﻋﻄﺎ ﻛﻨﻲ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪم »  ﺑـﻪ ﺧـﺪا ﺳـﻮﮔﻨﺪ !  ﻣﻮﺳﻲ ، ﺟﺰ ﻗﺮص ﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﮔﺮﺳﻨﮕﻲ را ﺑﺮﻃﺮف ﺳـﺎزد ، ﭼﻴـﺰ دﻳﮕـﺮي ﻧﺨﻮاﺳـﺖ ؛ زﻳـﺮا ﻣﻮﺳﻲ از ﺳﺒﺰﻳﺠﺎت زﻣﻴﻦ ﻣﻲﺧﻮرد ﺗﺎ آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﻻﻏـﺮي و آب ﺷـﺪن ﮔﻮﺷـﺖ ﺑﺪن ، ﺳﺒﺰي ﮔﻴاه از ﭘﺸﺖ ﭘﺮده ﺷـﻜﻢ او آﺷـﻜﺎر ﺑـﻮد !  و اﮔـﺮ ﻣـﻲ  ﺧـﻮاﻫﻲ ... ﺣﻀـﺮت داوود را اﻟﮕﻮي ﺧﻮﻳﺶ ﺳﺎزي ... ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﻨـﺮ دﺳـﺘﺎن ﺧـﻮد از ﻟﻴـﻒ ﺧﺮﻣـﺎ ،  زﻧﺒﻴـﻞ ﻣﻲ ﺑﺎﻓﺖ و از ﻫﻤﻨﺸﻴﻨﺎن ﺧﻮد ﻣﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ از ﺷﻤﺎ  اﻳﻦ زﻧﺒﻴﻞ را ﻣﻲ ﻓﺮوﺷـﺪ و ﺑـﺎ ﺑﻬﺎي آن ﺑﻪ ﺧﻮردن ﻧﺎن ﺟﻮﻳﻲ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﻲﻛﺮد و اﮔﺮ ﺧـﻮاﻫﻲ از ﻋﻴﺴـﻲ ﺑـﻦ ﻣـﺮﻳﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺳﻨﮓ را ﺑﺎﻟﺶ ﺧﻮد ﻗﺮار ﻣﻲ   داد ، ﻟﺒﺎس ﭘﺸﻤﻲ ﺧﺸﻦ ﺑﻪ ﺗـﻦ ﻣـﻲﻛـﺮد و ﻧـﺎن ﺧﺸﻚ ﻣﻲ ﺧﻮرد ، ﻧﺎن ﺧﻮرش او ﮔﺮﺳﻨﮕﻲ ﺑﻮد . ﭘﺲ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﭘﺎﻛﻴزه و ﭘﺎﻛﺖ اﻗﺘـﺪا ﻛﻦ ... ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﻴﺎ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ . دو ﭘﻬﻠﻮﻳﺶ از ﺗﻤـﺎم ﻣـﺮدم ﻓـﺮو رﻓﺘـﻪ ﺗـﺮ و ﺷﻜﻤﺶ از ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻟﻲ ﺗﺮ ﺑﻮد ... ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺎ ﻧﺰدﻳﻜﺎن ﺧﻮد ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻲ ﺑﺮد ...  او ﺑـﺎ ﺷﻜﻤﻲ ﮔﺮﺳﻨﻪ از دﻧﻴﺎ رﻓﺖ و ﺑﺎ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺴـﻢ و ﺟـﺎن وارد آﺧـﺮت ﺷـﺪ . ( نهج البلاغه ، خطبه ۱۶۰ )
آﻧﭽﻪ از بیان امام علی (ع) پیرامون ﻧﺤﻮة زﻧﺪﮔﻲ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﮔﺬﺷﺘﻪ ، به وﻳﮋه پیاﻣﺒﺮ اﺳﻼم (ص) ﻣﻲ ﺗﻮان درﻳﺎﻓﺖ ، اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ  ﻛﺪام از آﻧﺎن ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﺎن واﻗﻌﻲ اﻟﻬﻲ ﺑﻮدﻧﺪ ، ﺷﻜم باره ﻧﺒﻮده و از ﻗﻴﺪ دﻧﻴﺎ رﻫﻴده  ﺑﻮدﻧﺪ . 
امام رضا(ع) می‌‌فرماید : ابلیس از زمان آدم(علیه السّلام) تا هنگامی که مسیح مبعوث شد . نزد همه پیامبران مى‏‌‌‌آمد و با آنها گفتگو می‌‌کرد و از آنها پرسش می‌‌نمود و با هیچ کدام بیشتر از یحیى بن زکریا مأنوس نبود . روزی نزد یحیی حاضر شد و یحیى به او گفت : اى أبا مُرّة ( لقب شیطان ؛ کنایه از ریشه بدى و بیمار دلى )  من با تو کاری دارم .
شیطان گفت : تو نزد من آنقدر ارجمندى که نمی‌‌‌توانم خواهش تو را رد کنم. هر چه می‌‌خواهى بخواه ، که من در فرمانت مخالفت نمی‌‌کنم .
یحیی فرمود : اى أبا مرّه ! می‌‌خواهم تمام حیله‌‌ها و دامهایت که انسانها را با آنها شکار می‌‌کنى به من نشان دهی.
گفت : بسیار خوب . برای این کار به او وعده داد که فردا نزد او بیاید .
بامداد فردا، یحیى در خانه نشست و در خانه را بست و منتظر بود . ناگاه بدون اینکه متوجه شود ، شیطان از دریچه‌‌‌‌ای که در اطاقش بود برابر او آمد با چهره‏‌‌‌اى چون میمون و بدنی همچون خوک و دو چشم دراز در چهره ، دندانهایش در یک استخوان بدون چانه و ریش ، چهار دست داشت دو تا در سینه و دو تا در شانه ، پاشنه‏‌‌هایش در جلو بودند و انگشتان پاهایش در عقب . قبائى بر تن داشت که کمرش را بسته بود با کمربندى که رشته‏‌‌هاى سرخ و زرد و سبز و همه رنگ بدان آویخته بودند و زنگ بزرگى بدست و کلاهخودى بر سر و بر کلاهخودش آهنى آویخته چون قلاب . وقتی حضرت یحیى خوب او را ورانداز کرد ، به او گفت این کمربند چیست؟
گفت : این کیش و آئین مجوسی و گبریست ، که من آن را ساختم و نزد آنها زیبا جلوه دادم .
فرمود : این رشته‏‌‌‌‌ها و رنگها چیست؟
گفت : اینها کارهاو رنگهای زنان هستند ، که پیوسته زن جلوه‏‌‌‌‌گرى می‌‌کند و رنگ عوض می‌‌کند ، تا یک رنگ او را دلربا کند و مردم را با آن بفریبد.
یحیی فرمود : این زنگى که در دست دارى چیست؟
گفت : وسیله‌‌‌‌ای است که همه لذتها از طنبور و تار و دایره و طبل و ناى و سُرنا در آن جمع هستند . عیاشان و خوش‏‌‌گذرانها بر سر سفره می‌‌‌خوارى خود می‌‌نشینند ولی از آن لذت نمی‌‌برند ، اما من این زنگ را میان آنها می‌‌جنبانم و چون آوازش را بشنوند طرب آنها را سبک کند و به رقص آیند و انگشت بر هم سایند و جامه از تن به در آورند .
یحیی فرمود : چه چیز چشمت را روشن می‌‌کند؟
گفت : زنها که دامها و بندهاى من هستند ، و وقتی از نفرین و لعنت نیکوکاران آزرده می‌‌شوم ، نزد زنها می‌‌‌‌روم و به آنها آرامش می‌‌یابم .
یحیى به او گفت : این کلاهخود که بر سر دارى چیست؟
گفت : خودم را با آن از نفرین مؤمنان نگه می‌‌دارم .
فرمود : این آهنى که در آن قرار دارد چیست؟
گفت : دل خوبان را با آن دگرگون می‌‌کنم و بسوی خود می‌‌کشانم .
یحیى گفت : هرگز شده که بر من پیروز شده باشى؟
گفت : خیر، ولى تو یک خصلتى دارى که آن را خوش دارم .
یحیى گفت : آن چیست؟
گفت : تو شکم باره ای و پرخورى می‌‌کنی و وقتی إفطار می‌‌کنى غذا می‌‌خورى تا سیر شوى و نمی‌‌توانی برخى نمازها و شب زنده دارى خود را کامل و درست انجام دهی .
یحیى فرمود : من با خدا عهد مى‏‌‌‌‌کنم که دیگر سیر نخورم تا او را ملاقات کنم.
ابلیس گفت : من هم با خدا عهد مى‏‌‌کنم که دیگر هیچ مسلمانى را نصیحت نکنم . پس از نزد حضرت یحیی بیرون رفت و دیگر نزد او برنگشت . ( الأمالی طوسی ص ۳۳۹ )
بنا بر این در ﻣﺤﺪودة ﭘﺴﺖ و ﻣﻘـﺎم ، ﺑـﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠـﻪ ﺑـﺎ اﻧـﻮاع زﺷـﺘﻲﻫـﺎ و آﻓـﺎت ارزشﻫﺎ ، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻗﺪرت ﻻﻳﺰال اﻟﻬﻲ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﺟﺎوداﻧﺔ ﺣﻀﺮت ﺣـﻖ ﺑـﺮ ﻛﻞ ﻧﻈﺎم ﻫﺴﺘﻲ ﺑﻪ ﻛﻨﺘﺮل ﺧﻮد ﺑﺎﻳﺪ اﻗﺪام ﻛﺮد . اﮔﺮ شخص یاﻣﺪﻳﺮ و مسئولی آﮔاه ، ﻫﻤﺔ ﻋـﺎﻟﻢ را ﻣﺤﻀـﺮ ﺧـﺪا ﺑﺪاﻧﺪ و او را در رأس ﻫﻤﺔ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖﻫﺎ ﻧﺎﻇﺮﺑﺮﻛﺎر ﻣﺪﻳﺮان ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ، ﻣـﻲ ﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﻪ ﺧـﻮﺑﻲ ﺑﺪرﺧﺸﺪ و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﻪ ﺳﻮي ﻛﻤﺎل و ﺗﻌﺎﻟﻲ ، ﺳﻮق دﻫﺪ . و جامعه نیز این اﻧﺘﻈﺎر را از او دارد ﻛﻪ ﺑﺮاي رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻫﺪف ﺑﻠﻨﺪي ﺗﻼش ﻛﻨﺪ . ازاﻳـﻦ  رو ، خصلت هایی مانند غرور، عُجب ، تکبر و شکم بارگی که اصلی ترین آسیب های اخلاقی شخصیتی برای یک حاکم ، زمامدار ، مسئول ، مدیر و کارگزار است  از آن ﺟﻬﺖ ، ﻣﻮرد ﻧﻜﻮﻫﺶ واﻗﻊ ﻣﻲ ﺷـﻮند ﻛـﻪ ﻛـﺎﻣﻼ در ﺑﺮاﺑـﺮ ﻫـﺪف ﻓﻮق ، ﻗﺮار دارند .
ﻃﺒﻴﻌﺘﺎ درمان چنین آﺳﻴﺐ ﻫﺎ یی ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ دﻗﻴﻖ عوامل و رﻳﺸــﻪ ﻫــﺎي بوجود آورنده  آﻧﻬﺎﺳـﺖ . روﻳﻜــﺮد دﻳﻨــﻲ اﺳــﻼم در ﺷﻨﺎﺳــﺎﻳﻲ آﺳـﻴﺐ ﻫــﺎ و ﻧﻘــﺶ آﻧﻬــﺎ در آﺳﻴﺐ رﺳﺎﻧﻲ ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ  ﺳﻌﺎدت ﻣﺤﻮري ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻛﺎﻣﻞ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﻣﺤﻮرﻳﺖ اﺳﺘﻜﻤﺎل ﻓﺮد وﺟﺎﻣﻌﻪ از وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎي ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد ﻧﻈﺎم ﺣﻘﻮﻗﻲ - ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺳﻼم اﺳﺖ . ﺷـﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ آﺳﻴﺐ زا ﺑﺎ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮاردادن اﺳﺘﻜﻤﺎل ، ﺑﻪ ﻛﻤﻚ وﺣﻲ و ﻋﻘـﻞ اﻣﻜـﺎن  ﭘـﺬﻳﺮاﺳـﺖ . از ﻃـﺮف دﻳﮕـﺮ ، راه ﺑﺮون رﻓﺖ از  آﺳﻴﺐ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ و اوﻟﻮﻳﺖ ﺑﺨﺸﻲ ﺑـﻪ ﺧﻮدﺳـﺎزي و ﺗﻬـﺬﻳﺐ ﻧﻔـﺲ ﺣﺎﻛﻢ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﻧﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﺑﺎ ﺳﺎزوﻛﺎرﻫﺎي ﺑﻴﺮوﻧﻲ .
 

نویسنده: محمد جواد موحدی
تاریخ: 1397/4/20

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1397/8/27
تاریخ: 1397/8/25
تاریخ: 1397/8/25
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 2,083
   صفحات مرور شده: 2,106
روز گذشته:
   بازدید: 4,203
   صفحات مرور شده: 4,390
جمع کل:
   بازدید: 5,293,645
   صفحات مرور شده: 6,523,406

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز