در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1072 - تاریخ 1397/5/17 >> دین و اندیشه
روزنامه گویه - حکومت صالح
شاخص های مسئولیت پذیری در آموزه های دینی ( ۳۳ )
حکومت صالح
حکومت از واژه حکم برگرفته شده است و حکم در زبان عربی به معنای منع وجلوگیری از ظلم و ستم است


حکومت از واژه حکم برگرفته شده است و حکم در زبان عربی به معنای منع وجلوگیری از ظلم و ستم است .  ( معجم مقاییس اللغه ، ج۲، ص۱.۹ ) در کتاب لسان العرب با توجه به واژه شناسی آن آمده است : « به حاکم از آن رو حاکم گفته می شود که ستمگر را از ستمگری باز می دارد و جلوی ظلم وی را می گیرد « . ( لسان العرب ، ج۳، ص۷.۲ )
در اصطلاح علوم سیاسی حکومت عبارت است از : « پیوند بین رعایا و هیئت حاکمه که آنها را به همدیگر مربوط می کند و عهده دار حفظ قانون و آزادی سیاسی و مدنی است . » ( قرارداد اجتماعی ، ص۹.۶ ) حاکمیت نیز به معنی : قدرت برتری است که وضع کننده قانون و اجرا کننده آن بوده و قدرتی فراتر از آن نباشد .
قرآن برای بیان مفهوم اخیر که ارتباط تنگاتنگی به حوزه علوم سیاسی دارد از واژگانی مانند امامت ، خلافت ، مُلك ، ولایت ، ولیّ ، اولوالامر، حُكْم و بیعت استفاده کرده است .
خداوند در قرآن مجید پس از آنکه ولایت را در اصل منحصر به خود می داند و می فرماید : تنها خدا سرپرست ( واقعى ) است . ( سوره شوری ، آیه ۹ ) آن را به افرادی از انسان ها نسبت می دهد و می فرماید : ولیّ  شما ، تنها خدا و پیامبر او است و کسانی که ایمان آورده اند، همان کسانی که نماز را بر پای می دارند و در حال رکوع زکات می دهند . ) سوره مائده ، آیه ۵۵ ) این آیه نشان می دهد که خداوند ، ولایت را در ابتدا به پیامبر خود و سپس به جانشینان ایشان‎ واگذار کرده است .
با توجه به آیه مذکور ، اسلام قائل به مشروعیت الهی حاکمان است و به عنوان دین جامعی که تمام نیازهای مادی ، معنوی ، فردی و اجتماعی انسان ها را مد نظر دارد ، اهمیت زیادی به تشکیل حکومت می دهد . از این رو اصل حکومت ، امری اجتناب ناپذیر در زندگی انسانی است .
در اسلام  لزوم حکومت امری فطری است که همگان بر آن باور دارند و اصولا به تصریح قرآن آئين اسلام آئين فطرت و احكام آن مطابق با فطرت بشرى است  . خداوند از این موضوع در سوره روم آیه ۳۰ چنین متذکر شده است : دين اسلام را با مراعات اعتدال استقبال نما، همان دينى كه منطبق است با آفرينش خدائى كه مردم را آفريده و روى آن استوار ساخته ، خلقت خدائى تبديل پيدا نمى‌كند كه همان دين منطبق به فطرت و آفرينش است كه مى‌تواند مردم را اداره كند ولى اكثر مردم نمى‌دانند . ( سوره روم ، آیه ۳۰ )  ،
علامه طباطبائی (ره) در این خصوص می نویسد : فطری بودن نیاز به تشکیلات حکومتی به حدی بود که وقتی پیامبر اسلام (ص) پس از هجرت به مدینه دست به ایجاد دولت اسلامی زد مردم با وجود سؤالاتی که در زمینه حیض و هلال و انفاق و دیگر مسائل عادی مطرح می کردند و از پیامبر (ص)  توضیح می خواستند در این مورد ( تشکیل دولت ) هیچ گونه سؤالی مطرح ننمودند و توضیحی نخواستند ، حتی جریانهای پس از رحلت آن حضرت نیز با تمامی فراز و نشیب آن از همین احساس فطری سرچشمه می گرفت . هرگز شنیده نشد کسی بگوید : اصل انتصاب خلیفه لزومی ندارد یا دلیل بر لزومش نداریم ، زیرا همه به انگیزه فطرت احساس می کردند که چرخ جامعه اسلامی بدون گرداننده ، خود به خود گردش نخواهد کرد و دین اسلام این واقعیت را که در جامعه اسلامی باید حکومتی وجود داشته باشد ، امضای قطعی نموده است . ( بررسيهاى اسلامى ، ص ۱۶۹- ۱۷۷ )
پس دین و تعالیم آیین اسلام منطبق بر فطرت انسان و متناسب با نیازهاى متنوع اوست ، یکی از نیازهای  اساسىِ بشر ، نیاز به حکومت است که مورد تأیید و بر ضرورت آن در جامعه اسلامى تأكید شده است . طبق بیان حضرت على علیه‌السلام هر جامعه‌اى نیاز به حاكم و فرمانروا دارد ، چه نیكوكار و چه گناهكار . ( نهج‌البلاغة ، خطبه۴۰ ) ، بنابر یك حدیث نبوى اگر سه نفر قصد سفر داشته باشند ، لازم است یك نفر را از میان خود به سرپرستى برگزینند .
بنا بر این اسلام به عنوان مکتبی جامع ، به مسألة حکومت اهمیت داده و به تبیین آن پرداخته است . اهمیت این مسأله زمانی نمود بیشتری پیدا می کند ، که ما بدانیم از منظر دین اسلام ، حکومت وسیله ای برای رسیدن به اهداف الهی می باشد ؛ به این معنا که اگر این وسیله محقق نشود ، بسیاری از اهداف اسلام بر زمین مانده و یا به سختی و در میزان محدود عملی خواهد شد . لذا ، پیشوایان اسلام به تشکیل حکومت اسلامی اهمیت زیادی داده و در راه برپایی آن تلاش می کردند .
در میان سیره پیشوایان اسلام ، دوران کوتاه حکومت حضرت علی (ع) مصداقی جامع و الگویی ماندگار، از نظام سیاسی اسلام و حکومت حق و عدل ، پس از حکومت پیامبر اکرم (ص)  را بر جای گذاشته است ، عمل ، رفتار و سخنان گهربار ایشان طی مدت حکومت پنج ساله راهنما و راهگشای تمام مسلمانان ، به خصوص حاکمان و زمامداران می باشد .
پس از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله و در دوره زعامت خلفا ، امیرالمؤمنین علیه السلام همواره بر این که خلافت حق او و وصیت پیامبر است ، پای می فشرد ، اما به اتفاق همه تاریخ نویسان ، وقتی پس از قتل عثمان مسلمانان به آن حضرت روی آوردند ، علی علیه السلام تقاضای ایشان را رد کرد و فرمود : مرا رها کنید و دیگری را برگزینید ، من برای شما وزیر و مشاور خواهم بود . ولی مردم آن چنان اصرار کردند که امام حاضر شد حکومت را بپذیرد و  به نقل طبری ، مهاجران و انصار ، به غیر از هفت نفر از جمله سعدبن ابی وقاص و عبدالله بن عمر و محمدبن مسلمة و اسامة بن زید و نعمان بن بشیر و زیدبن ثابت با امام بیعت کردند . ( تاریخ طبری ، ج ۳، قسمت پنجم ، ص ۱۵۲-  حوادث سال ۳۵ ) 
در میان خلفای چهارگانه فقط امام علی علیه السلام با تقاضا و استدعای مسلمانان و بر اساس رای عمومی مهاجرین و انصار ( بدون اعمال زور یا تهدید ) به خلافت رسید . آن حضرت هنگام بیعت مردم با ایشان فرمود : اگر روش گذشتگان را می خواهید ، مرا وا گذارید و دیگری را طلب کنید .  زیرا ما به استقبال چیزی می رویم که چهره های مختلف و جهات گوناگون دارد . ( تاریخ طبری ، ج ۳، قسمت پنجم ، ص ۱۵۲-  حوادث سال ۳۵ ) 
آگاه باشید ! اگر دعوت شما را اجابت کنم طبق آنچه خود می دانم با شما رفتار می کنم و به سخن این و آن و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نخواهم داد ، اگر مرا رها کنید ، من چون یکی از شما هستم ، شاید من شنواتر و مطیع تر از شما به امیر باشم . در این شرایط من وزیر و مشاورتان باشم ، بهتر از آن است که امیر و رهبرتان شوم . ( نهج البلاغه، خطبه ۹۲ )  امام علیه السلام با این بیان ، روش و خط مشی حکومت خود را از همان ابتدا برای مردم اعلام و آشکار نمود تا اگر موافق نیستند دست از حضرت بکشند و دنبال دیگری بروند . امامت و رهبری امام علی علیه السلام بر اساس ضوابط مکتب پروردگار و با معیارهای تقوا و فضیلت و روش های منطقی و انسانی است . لذا امام علیه السلام درباره ویژگی های رهبری و امامت ، می گوید:  انسان برتری که شایستگی امامت دارد از معادن و گنجینه های آیین خدا و از ارکان زمین است . او خود را ملزم به عدالت کرده و نخستین گامش در راه عدالت ، اجتناب از هواپرستی ، و تمایلات شخصی است . او چهره حق را آن چنان که هست می نمایاند و خود بدان عمل می کند ، هیچ کار خیری نیست جز آنکه برای انجام آن همت گمارده و هر کجا گمان خیری می رود او در تعقیب آن است.  خود را در اختیار کتاب خدا نهاده و آن را پیشوا و امامش قرار داده ، هر کجا که قرآن بار می نهد او در همان جا فرود می آید و آنجا که منزل می کند او نیز همانجا را منزلگاه خود قرار می دهد . ( نهج البلاغه، خطبه ۸۷ ) 
هدف امیرمؤمنان علی علیه السلام از قبول حکومت ، احقاق حق و احیای فضایل و کمالات اخلاقی و انسانی است . هدف او ، هدف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است ، مسلما در این هدف عالی ، علی علیه السلام و خاندان پاکش همیشه موفق و پیروز بودند . ما نباید کوته فکر باشیم و اسیر محدودیت نگریهای سیاسی گردیم و دوران حکومت علی علیه السلام را منحصر به پنج سال دوران خلافتش بدانیم ، بلکه سیاست و حکومت او جاوید ، همیشگی و سرمشق برای تمام دورانها و حکومت هاست . او هنوز پس از قرن ها بر جهان بشریت حکومت می کند  و با نیروی باطنی خود هنوز هم ایجاد اثر جهانی غیر محدود می نماید .
از سیره نبوى و علوى در باب حكومت‌دارى چنین برمی‌آید كه حكومت در اسلام علاوه بر اهداف مشتركى كه در جوامع انسانى براى حكومت وجود دارد (مانند برقرارى نظم و امنیت، تأمین نیازهاى مادى و جسمى و آزادی هاى اجتماعى و سیاسى)، دو هدف عمده دیگر را نیز باید پیگیرى كند : اول رشد و كمال معنوى و اخلاقى مردم كه از مهم‌ترین مسئولیت هاى زمامدار جامعه اسلامى است . حضرت على علیه‌السلام انگیزه خود را از پذیرش حكومت ، آشكارسازىِ نشانه‌هاى دین خدا و اصلاح در سرزمین هاى اسلامى شمرده تا در پرتو آن ستمدیدگان احساس امنیت كنند و حدود تعطیل شده الهى اقامه شود . ( نهج‌البلاغة ، خطبه ۱۳۱ )
دیگری برقرارى عدالت به دست مردم كه از مهم‌ترین اهداف ارسال پیامبران خوانده شده است . امیرمؤمنان هدف اصلى خود را از پذیرش مسئولیت ، ستاندن حقوق ضعیفان و ستمدیدگان از اقویا و ستم‌پیشگان ذكر كرده است ( نهج‌البلاغة ، خطبه ۳ ) ، وى حاضر نشد براى قانع كردن زیاده‌طلبان از اجراى عدالت چشم بپوشد ، هر چند حكومتش با آشوب و جنگ‌افروزى روبرو شود . به نظر او بیت‌المال باید به تساوى میان مسلمانان تقسیم شود.  ( نهج‌البلاغة ، خطبه ۱۲۶ ) حتى عدالت بر بخشش برترى دارد زیرا عدالت نه صرفآ ارزشى فردى بلكه ارزشى اجتماعى است . ( نهج‌البلاغة ، حکمت ۴۳۷ )

مساله مهم در حکومت صالح ، وجود حاکم و کارگزاران صالح است . چرا که به فرموده قرآن :  » آنان كسانى اند كه اگر آنان را در زمين به قدرت رسانيم ، نماز بر پا مى‌دارند و زكات مى‌دهند و ( ديگران را ) به خوبى‌ها دعوت مى‌كنند و از بدى‌ها باز مى‌دارند ؛ و پايان همه‌ى امور براى خداست «‌ . ( سوره حج ، آیه ۴۱ )  بر اساس آیه شریفه اولین دست آورد حکومت مؤمنان و حاکمان صالح در روی زمین برپایی نماز ، زکات و دعوت به خوبی ها است . اگر قدرت و امكانات ، در دست افراد صالح باشد ، بهره‌بردارى صحيح مى‌كنند و اگر در اختيار نااهلان قرار گيرد سوء استفاده مى‌كنند . لذا قدرت ، براى گروهى نعمت و براى گروهى وسيله‌ى بدبختى است و قرآن از هر دو نمونه ياد كرده است : اگر مؤمنان به قدرت برسند ، به سراغ نماز و زكات و امر به معروف مى‌روند . آنها هرگز پس از رسیدن به قدرت ، همچون خودکامگان و جباران ، به عیش و نوش و لهو و لعب نمی‌پردازند ، و در غرور و مستی فرو نمی‌روند ، بلکه قدرت را نردبانی برای موفقیت و ساختن خویش و جامعه قرار می‌دهند ، ارتباطشان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است ، چرا که « صلاة » ( نماز ) سمبل پیوند با خالق است ، و « زکات » رمزی برای پیوند با خلق ، و امر به معروف و نهی از منکر پایه‌های اساسی ساختن یک جامعه صالح و سالم محسوب می‌شود و در همین چهار صفت برای معرفی این افراد کافی است و در سایه آن سایر عبادات و اعمال صالح و ویژگیهای یک جامعه با ایمان و پیشرفته فراهم است.
ولى انسان‌هاى منحرف و نااهل ، اگر قدرتمند شوند كارشان طغيان و سرکشی است .  » إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى «‌  و در راه نابودى منابع اقتصادى و نسل بشر گام بر مى‌دارند ، و عاقبت ، مردم را به دوزخ مى‌كشانند .
 

نویسنده: محمد جواد موحدی
تاریخ: 1397/5/17

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 2,014
   صفحات مرور شده: 3,010
روز گذشته:
   بازدید: 3,951
   صفحات مرور شده: 5,043
جمع کل:
   بازدید: 4,892,842
   صفحات مرور شده: 5,946,733

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز