در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1114 - تاریخ 1397/7/17 >> فرهنگی هنری
روزنامه گویه - احتمال هیات امنایی شدن موزه ملی
احتمال هیات امنایی شدن موزه ملی
در پی انتشار طرح لایحه اصلاح اساسنامه سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و امکان تملک بناهای تاریخی و فرهنگی توسط شهرداری‌ها، ...


در پی انتشار طرح لایحه اصلاح اساسنامه سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و امکان تملک بناهای تاریخی و فرهنگی توسط شهرداری‌ها، مدیرکل موزه‌های کشور با مثبت ارزیابی کردن این طرح گفت: به دنبال گسترش نهاد موزه‌داری هستیم و در چنین شرایطی درآمد حاصل از فعالیت موزه‌ها به حساب شهرداری واریز می‌شود.
هفته گذشته بود که سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور لایحه اصلاح اساسنامه سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را با امضای حسن روحانی، رییس‌جمهوری به مجلس ارسال کرد.
در این لایحه آمده است:
     به منظور احیا و بهره‌برداری بهینه از بافت‌ها و بناهای تاریخی و فرهنگی و مشارکت در ساماندهی اماکن مذکور توسط شهرداری‌ها در زمینه شناسایی آنها که به عنوان میراث فرهنگی در محدوده و حریم شهرها شناخته می‌شوند و همچنین تملک، مرمت و بهره‌برداری از آنها، لایحه زیر طی تشریفات قانونی تقدیم می‌شود.
    لایحه اصلاح قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور به شرح زیر است:
    ماده واحده- متن زیر به عنوان تبصره‌های (۱) و(۲) به بند (۱۰) ماده (۳) قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور – مصوبه ۱۳۶۷ – اضافه می‌شود:
    تبصره یک- به منظور احیا و بهره‌برداری بهینه از بافت‌و بناهای تاریخی و فرهنگی و مشارکت در ساماندهی اماکن مذکور که به عنوان میراث فرهنگی در محدوده و حریم شهرها شناخته می‌شوند، شهرداری‌ها می‌توانند بناهای تاریخی-فرهنگی واقع در محدوده و حریم شهرها را که به تایید سازمان رسیده‌اند، با رعایت قوانین و مقررات مربوط تملک کرده و در چارچوب ضوابط ابلاغی سازمان نگهداری و بهره‌برداری نماید. سازمان مجاز است در واگذاری بناهای فرهنگی-تاریخی با اولویت شهرداری‌ها با رعایت اصل ۸۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اقدام نمایند.
    شوراهای اسلامی شهرها موظفند با رعایت قوانین و مقررات مربوط اعتبار لازم را متناسب با نیاز بافت‌ها و بناهای فرهنگی-تاریخی آن شهر در اختیار شهرداری مربوطه قرار دهند تا در جهت مرمت و نگهداری بناهای مذکور به مصرف برسد. نظارت بر کلیه اماکن مذکور توسط سازمان با رویکرد نظام برون‌سپاری توسط شرکت‌های مورد تایید سازمان انجام می‌گیرد.
    تبصره۲- به منظور حمایت از احیا و بهره‌برداری بناهای تاریخی- فرهنگی توسط شهرداری‌ها و دهیاری‌ها، سازمان مکلف است تسهیلات و کمک‌های فنی و اعتباری مورد نیاز را در چارچوب قوانین مربوط به شهرداری‌ها و دهیاری‌ها پرداخت کند.آیین‌نامه اجرایی این قانون توسط سازمان، وزارت کشور و سازمان برنامه و بودجه تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد.
براساس این لایحه شهرداری‌ها می‌توانند تملک آثار تاریخی- فرهنگی حتی نفایس و موزه‌های را بدست بگیرند، مموضوعی که بسیاری از کارشناسان آن را برای حوزه میراث فرهنگی مصیبت‌بار توصیف می‌کنند اما محمدرضا کارگر (مدیر کل موزه‌ها و اموال منقول تاریخی) در گفتگو با ایلنا اعلام کرد: این لایحه در راستای تحقق برنامه ششم توسعه است وجدای از آن نیست. چراکه در برنامه ۵ ساله توسعه ششم چنین مواردی در نظر گرفته شده است
کارگر تصریح کرد: براساس آنچه که در لایحه مطرح شده، می‌توانم بگویم که چیزی فراتر از برنامه توسعه ششم نیست و در آن برنامه نیز دیده شده که شهرداری‌ها هم می‌توانند بناهای تاریخی و فرهنگی را مرمت و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی در جهت مرمت و بهره‌برداری بر آیند. اینگونه نیست که سازمان میراث فرهنگی هرچه در اختیار دارد را در تملک شهرداری‌ها در بیاورد.
با این وجود صراحتا در بخشی از این لایحه آمده است: به منظور احیا و بهره‌رداری بهینه از بافت‌و بناهای تاریخی و فرهنگی و مشارکت در ساماندهی اماکن مذکور که به عنوان میراث فرهنگی در محدوده و حریم شهرها شناخته می‌شوند، شهرداری‌ها می‌توانند بناهای تاریخی-فرهنگی واقع در محدوده و حریم شهرها را که به تایید سازمان رسیده‌اند، با رعایت قوانین و مقررات مربوط تملک کرده و در چارچوب ضوابط ابلاغی سازمان نگهداری و بهره‌برداری نماید.
کارگر در پاسخ به این سوال که آیا معنای تملک در این لایحه یعنی شهرداری‌ها، بناهای تاریخی و فرهنگی و موزه‌ها را از سازمان میراث فرهنگی خریداری کنند، گفت: این مهم را قانون تعیین می‌کند اما تصور کنید یک خانه تاریخی که ثبت ملی شده است، مالک خصوصی دارد و شهرداری بخواهد آن را بخرد، اینکه مشکل ایجاد نمی‌کند و خیلی هم خوب است. چنانکه در حال حاضر نیز تعداد زیادی از بناهای تاریخی داریم که میراث فرهنگی مالک آن نیست بلکه ناظر و ضابط مرمت و حفاظت آن است تا تخریب نشود اما اگر نگاهی به بازار تهران داشته باشید، شاهد آن هستیم که تمام راسته بازار در فهرست میراث ملی ثبت شده است اما مالکان آن خصوصی هستند. در این میان شهرداری هم می‌تواند یکی از این مالکان باشد. به نظر من این اتفاق خوب است.
او ادامه داد: موزه‌ها هم می‌توانند به این شکل باشند چراکه قانون داریم و آمادگی مشارکت را هم داریم البته این مهم درخصوص همه موزه‌ها صدق نمی‌کند و تنها برخی از موزه‌ها که این امکان برایشان وجود دارد که در تملک شهرداری دربیایند، شامل این مهم می‌شود به طور مثال هیچگاه این امکان وجود ندارد که موزه‌ای مانند موزه ملی در تملک شهرداری دربیاید. موزه‌های مردم شناسی و برخی از موزه‌ها که این امکان برایشان وجود دارد که توسط شهرداری اداره شود شامل این لایحه می‌شوند. حتی در برخی از شهرها این آمادگی را داریم که مدیریت نه مالکیت برخی از موزه‌ها را به افراد حقیقی نیز بدهیم.
مدیرکل موزه‌های کشور با اشاره به آنکه از آنجایی که در این بخش از لایحه به بحث تملک اشاره شده است، گفت: در قانون اینگونه آمده است اما اینگونه نیست که حتماً باید چنین اتفاقی بیفتد بلکه ذکر شده شهرداری می‌تواند تملک آثار و بناهای فرهنگی و تاریخی را به دست بگیرد.
او با اشاره به آنکه آماری از تعداد موزه‌هایی که می‌تواند شامل این لایحه قانونی شود نداریم، اظهار کرد: آماری را در ممیزی خاصی قرار نداده‌ایم اما قطعاً در خصوص موزه‌ها چنین آمادگی‌ای وجود دارد چراکه سازمان میراث فرهنگی بیشتر به دنبال گسترش نهاد موزه است نه آنکه حتماً باید موزه‌داری کنیم. به طور مثال تصور کنید در حوزه فرش چه اشکالی دارد که شهرداری حتا اوقاف و آستان قدس رضوی نیز موزه فرش ایجاد کنند. ما می‌خواهیم نهاد موزه‌داری را در ایران گسترش دهیم.
کارگر در پاسخ به این سوال که موزه‌داری یک حوزه تخصصی است و باید توسط متخصصان امر اداره شود، گفت: بله درست است که موزه‌داری یک حوزه تخصصی است اما همانگونه که شاهد هستیم آستان قدس رضوی با تدوین بخش تخصصی موزه‌داری موفق شد در این حوزه خوب عمل کند، اکنون نیز در شهرداری تهران در معاونت فرهنگی آن شاهد هستیم که بخش تخصصی موزه راه‌اندازی شده است. با گسترش مباحث نهاد موزه‌داری می‌توانیم علم موزه‌داری را نیز گسترش دهیم. در دوره‌ای شاهد آن بودیم که فقط سازمان میراث فرهنگی رشته موزه‌داری را آموزش می‌داد اما امروزه ده‌ها دانشگاه دولتی و آزاد رشته موزه‌داری را ایجاد کرده‌اند که این مهم در راستای گسترش نهاد موزه‌داری است.
هرچند او تاکید دارد: وقتی بخش خصوصی موزه ایجاد می‌کند چه اشکالی دارد چراکه در خیلی از نقاط دنیا شاهد آن هستیم که یک سازمان یا یک نهاد تنها متولی این موضوع نیست و همه بخش‌ها می‌توانند به این حوزه راه پیدا کنند. حتی به عقیده من؛ وزارت نفت که امروزه دارای موزه نفت است نیز می‌تواند به این حوزه ورود پیدا کند. حتی وزارت ورزش هم باید چنین کاری را انجام دهد و در این حوزه‌های تخصصی سازمان میراث فرهنگی نمی‌تواند متولی موزه‌های تخصصی باشد. اما می‌تواند کمک کند تا اندیشه موزه‌داری در این وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادها گسترش یابد.
با این وجود طی سال‌های گذشته نه تنها شاهد عملکرد خوبی از سوی خانه‌موزه‌ها که در تملک شهرداری هستند نبودیم و همواره با تعطیلی و مشکلاتی برای بازدید از آنها روبه رو شده‌ایم بلکه خانه‌های تاریخی که شهرداری تملک آن‌ها رادردست گرفته است نیز شرایط مناسبی ندارند. البته کارگرد در پاسخ به این سوال که با توجه به سابقه‌ای که از شهرداری‌ها در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی سراغ داریم آیا می‌توان به آنها اعتماد کرد و موزه‌ها و سایر بناهای ثبتی را نیز در تملک آنها درآورد، گفت: قطعاً در خصوص موزه‌ها می‌توانیم و سازمان باید نظارت داشته باشد و کمک کند. شهرداری‌ها از توانایی‌هایی برخوردار هستند که باید از بخشی از این توانایی‌ها در بحث و گسترش موزه به کار گرفته شود چراکه یکی از وظایف شهرداری‌ها ایجاد و پر کردن اوقات فراغت مردم نیز هست. اوقات فراغت مردم یکی از موضوعات بسیار مهمی است که بخشی از آن باید از طریق موزه‌ها پر شود و این اتفاق خوبی است که شهرداری‌ها به این حوزه ورود کنند چنانکه در حال حاضر شهرداری‌ها تعداد قابل توجهی از موزه‌ها و خانه‌موزه‌ها را در اختیار دارند و اگر بخواهیم به این حوزه تنوع ببخشیم تنها راهش ورود سازمان‌ها و نهادهای دیگر اعم از حقیقی و حقوقی به این حوزه است.
کارگر با مثبت ارزیابی کردن این لایحه قانونی گفت: مطمئن باشید این کار به نفع موزه‌ها خواهد بود چراکه اگر یک موضوع در چنتره یک دستگاه و تعداد خاصی از افراد قرار گیرد و مونوپل شود مطمئن باشید توسعه پیدا نمی‌کند.
مدیرکل موزه‌های کشور در ادامه به این مهم پاسخ داد که اگر موزه‌ها به تملک شهرداری‌ها دربیایند دیگر درآمد حاصل از فروش بلیت آنها به خزانه دولت واریز نخواهد شد و به حساب شهرداری می‌ریزند.
او ادامه داد: حتی اگر موزه‌های دولتی هیات امنایی شوند این امکان وجود دارد که هزینه‌ها به حساب موزه واریز شوند. به طور مثال اگر موزه ملی هیات امنایی شود درآمدهای حاصل از موزه در مرحله نخست به حساب خزانه دولت و سپس از طریق خزانه به موزه منتقل می‌شود این در حالی است که اکنون این درآمدها به خزانه دولت واریز و بخشی از آن به سازمان میراث فرهنگی منتقل و بعد از آن بخشی از آن درآمدها به موزه‌ها اختصاص پیدا می‌کند. اگر موزه‌ها هیات امنایی شوند می‌توانند درآمدهای اختصاصی برای خود داشته باشند و اگر کسی بخواهد به صورت نقدی به موزه کمک کند، می‌تواند به صورت مستقیم انجام دهد. این در حالی است که اکنون قانون اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. هرچند می‌توانند تجهیزات در اختیار موزه ها قرار دهند اما نمی‌توانند پول نقد در اختیار موزه‌ها بگذارند. اساس کار آن است که سازمان میراث فرهنگی و اداره کل موزه‌های کشور باید حافظ استانداردها و پیدا کردن راه‌هایی برای گسترش موزه‌ها باشد و به آن تنوع بخشد. ضابطه ایجاد کند، مجوزصادر کند، نظارت کند تا اینکه بیاید موزه‌داری کند. در واقع اکنون نیز اداره کل موزه‌ها، موزه‌داری نمی‌کنند بلکه نظارت می‌کنند.
او همچنین گفت: این احتمال وجود دارد که در آینده نزدیک شاهد هیات امنایی شدن موزه ایران باستان و موزه ملی باشیم حتی این پیش‌بینی‌ها انجام شده است.
نسل‌بندی در ادبیات ازکجاآمده وچه امتیازی دارد؟
در بررسی ادبیات بعضا به عنوان‌هایی مانند نسل اول، دوم، سوم و چهارم داستان‌نویسی برمی‌خوریم؛ اما این نسل‌بندی از کجا می‌آید؟
منتقدان و پژوهشگران برای راحتی در مطالعه ادبیات به طبقه‌بندی آن به روش‌های مختلف اقدام می‌کنند. یکی از این تقسیم‌بندی‌ها که بیشتر به لحاظ تاریخی است، نسل‌بندی ادبیات است؛ مثلا نسل اول و دوم داستان‌نویسی. اما چه معیارهایی برای این تقسیم‌بندی‌ها وجود دارد و  آیا با این تقسیم‌بندی‌ها می‌خواهند به این نتیجه برسند که هر دوره ادبیات منحصر به فرد خود را دارد؟ ندا ولی‌پور، خبرنگار ایسنا نظر تعدادی از اهل ادبیات را در این زمینه جویا شده است که در پی می‌آید.
ببینیم با نسل‌بندی‌ چه چیزی عاید خواننده می‌شود
مشیت علایی  - مترجم و منتقد ادبی - در این‌باره می‌گوید:  طبقه‌بندی بر اساس نسل نوعی طبقه‌بندی  در ادبیات است که منحصر به ایران هم نیست. اصطلاحی است که از غرب گرفته شده است، آن‌ها هم این اعتقاد را دارند و می‌گویند نسل اول داستان‌نویسی، نسل دوم داستان‌نویسی و ...، حتی آن‌ها خردتر هم می‌کنند؛ مثلا می‌گویند نسل اول داستان‌های پست‌مدرن. این طبقه‌بندی‌ها اساس و معیار خاصی ندارد و مرزهایش مشخص نیست و مانند سایر طبقه‌بندی‌ها برای راحتی کار پژوهشگران و منتقدان است. البته طبقه‌بندی به شکل‌های مختلف هم داریم؛ مثلا شعر  قبل از انقلاب و شعر بعد از انقلاب.
او با بیان این‌که نمی‌داند چه ملاک‌هایی را برای نسل‌بندی ادبیات در نظر گرفته‌اند، می‌افزاید:  شاید بتوان گفت  نسل اول داستان‌نویسی ما شامل افرادی مانند هدایت و جمال‌زاده است که بیشتر دید رئالیستی داشتند، در دوره بعد هم ما  با مسائل سیاسی مواجه هستیم.  من ایرادی در نسل‌بندی ادبیات نمی‌بینم به شرطی که این طبقه‌بندی  برای خواننده سودی داشته باشد. ما باید ببینیم با این نسل‌بندی‌ها چه چیزی عاید خواننده می‌شود.
علایی در ادامه درباره این‌که هر دوره ادبیات منحصربه فرد خود را دارد یا خیر اظهار می‌کند: احتمالا نسل‌بندی چنین چیزی را در نظر دارد  که هر دوره یک ادبیات خاص دارد. نسل بیشتر مفهوم سنی دارد و از نظر مردم‌شناسی به بازه زمانی ۲۵ تا ۳۰ سال اطلاق می‌شود، این طبقه‌بندی نسل مسلما ناظر به سن نیست بلکه نوعی  طبقه‌بندی تاریخی و اجتماعی است؛ در واقع می‌خواهد واکنش یک نسل‌ را به جریان‌های مختلف در ادبیات بسنجد. به نظرم  نسل  بیشتر جنبه تاریخی دارد و اگر ملاک تاریخی داشته باشد  باارزش است؛ یعنی نسل را به عنوان یک برهه از تاریخ درنظر بگیرند نه ملاک‌های دیگر، زیرا  تاریخ بازتاب‌دهنده مسائل انسانی، اخلاقی، اجتماعی  و سیاسی جامعه است. 
مقوله نسل ذیل معرفت تاریخی تعریف می‌شود
عنایت سمیعی - شاعر و منتقد ادبی - نیز در این‌باره اظهار می‌کند: مقوله نسل را تاریخی می‌بینم. تاریخ عرصه تغییر است؛ یعنی هیچ‌ واقعه‌ای اعم از هنری، سیاسی و اجتماعی  هرگز دوباره تکرار نمی‌شود، شاید ظواهر اموری شبیه هم باشد، اما وقتی وارد تحقیق و بررسی می‌شویم می‌بینیم شعر هر دوره با دوره دیگر یا  نقاشی هر دوره با دوره دیگر متفاوت است. به نظرم معرفت ادبی و هنری، معرفت تاریخی است. بنابراین مقوله نسل و تفاوت نسل‌ها ذیل معرفت تاریخی قرار می‌گیرد. یعنی شما از شعر دوره تاریخی هرگز به جزئیات آن دوره نمی‌توانید برسید؛ مثلا ممکن است شعر مشروطه را خوب درک کنید، اما  دلیل نمی‌شود شعر نیما را هم بفهمید. ظاهرا هر دو شعر و نزدیک به هم‌ هستند. یا اگر شعر نیما را درک کنید دلیل نمی‌شود شعر هوشنگ ایرانی را فهم کنید. فهم کلی  یک معرفت کلی را برای ما ترسیم می‌کند  که می‌تواند چراغ راهنمایی باشد که ما را وارد  یک تونل تاریک می‌کند، اما شناخت تونل مستلزم کاوش جزئیات آن تونل است. از طرف دیگر  هیچ قاعده  از پیش تعریف‌شده  در هیچ‌کدام از علوم انسانی وجود ندارد.
او می‌افزاید: این موضوع کاملا صحیحی است که هر دوره تاریخی ادبیات مخصوص به خود را می‌طلبد و تولید می‌کند. در هر دوره تاریخی فضایی بر مبنای ایده‌هایی که به صورت پراکنده وجود دارد، ایجاد می‌شود و  کلیتی را تشکیل می‌دهد  که ما بر مبنای آن ایده‌ها و افکار می‌گوییم این دوره هنر رئالیستی است یا  پست‌مدرن، در واقع نام‌گذاری‌ها تحت تأثیر فضاهایی است که در دوره‌های تاریخی شکل می‌گیرد، پس هر دوره‌ای هنر و ادبیات خود را می‌طلبد و تولید می‌کند.
سمیعی همچنین  می‌گوید: معتقدم در زمینه هنر پیشینیان چیز زیادی برای خلاقیت  آیندگان باقی نگذاشته‌اند، مثلا خلاقیت حافظ آن‌قدر عظیم است که  هرگز نمی‌توانید نسل‌های  بعدی را با آن آدم‌ها مقایسه کنید. فکر می‌کنم پیشینیان سهم آیندگان را در حوزه هنر خورده‌اند، یعنی پیش‌خور کرده‌اند.
با نسل‌بندی به نتیجه دلخواه‌مان نزدیک می‌شویم
همچنین فرخنده‌ آقایی - داستان‌نویس -  بیان می‌کند: با تقسیم‌بندی ادبیات موافق هستم زیرا با انجام  این تقسیم‌بندی‌ها می‌توانیم راجع‌به مباحث به شکل مشخص‌تری صحبت کنیم.  اگر این تقسیم‌بندی‌ها وجود نداشته باشد مجبور می‌شویم کلی صحبت کنیم که در این صورت جزئیات نادیده گرفته می‌شود.  البته با نسل‌بندی ممکن است همه افراد مشخص در یک نسل قرار نگیرند و برخی بین‌ نسلی باشند.  این تقسیم‌بندی‌ها صورت می‌گیرد تا بحث‌ها به صورت تئوریک مورد بررسی قرار بگیرند و  تجزیه و تحلیل موضوع را جلو ببرد.
او سپس خاطرنشان می‌کند: نقسیم‌بندی پیش از وقوع موضوع انجام نمی‌شود؛ اتفاقی رخ می‌دهد و کسانی  بیرون از آن، موضوع را بررسی می‌کنند. درواقع افراد برای راحتی کار خود نسل‌بندی می‌کنند تا این نسل‌بندی  به آن‌ها کمک کند ویژگی‌های یک  مقطع را بدانند و دلایل  وقوع جریان ادبی را روشن کنند و بتوانند راجع به آن بحث کنند. هدف ما از نسل‌بندی، گروه‌بندی آدم‌ها نیست بلکه این است که موضوعات را روشن کنیم.  البته این نسل‌بندی در جامعه‌شناسی هم وجود دارد.
آقایی در ادامه می‌گوید: با نسل‌بندی کردن، ویژگی‌های دوره‌های مختلف که باعث  تولید آثار گوناگون شده برجسته می‌شود، تعدادی از نویسنده‌ها را نیز به عنوان سرگروه معرفی می‌کنیم. در واقع این تقسیم‌بندی‌ها برای  پی بردن به ویژگی‌ها هر دوره کمک می‌کند. مثلا درباره ادبیات جنگ تقسیم‌بندی نسل اول و دوم وجود دارد زیرا ما نویسنده‌های ۳۰ ساله‌ای داریم که درباره جنگ می‌نویسند، درحالی که آن‌ها مانند نسل اول جنگ را ندیده‌اند و تجربیات آن‌ها را ندارند. در واقع با تقسیم‌بندی‌ها به نتیجه دلخواه‌مان نزدیک می‌شویم.
نسل‌بندی امتیازی برای یک نسل خاص نیست
قباد آذرآیین - داستان‌نویس - نیز درباره موضوع نسل‌بندی بیان می‌کند:  زمانی که صحبت از نسل می‌شود در درجه اول سن و سال را  در نظر می‌گیرند و امتیازی برای یک نسل خاص نیست. بیشتر معیار زمان مدنظر است. نسل اول ادبیات ما  جمال‌زاده و هدایت و ... هستند و بعد نسل‌های دیگر. الان هم نزدیک به نسل چهارم داستان‌نویسی هستیم. از نظر من جنبه زمانی و زیست شناسنامه‌ای نویسنده مورد نظر است.
او همچنین می‌گوید: ادبیات و هنر تجلی حوادث اجتماعی و تاریخی  یک  دوره است. بنابراین می‌توانیم بگوییم هر دوره ادبیات خاص خود را دارند؛ مثلا نویسنده‌های نسل اول نمی‌توانند درباره رایانه صحبت کنند چون این موضوع  متأثر از زمان است.
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1397/7/17

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1397/7/26
تاریخ: 1397/7/24
تاریخ: 1397/7/23
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 616
   صفحات مرور شده: 621
روز گذشته:
   بازدید: 2,358
   صفحات مرور شده: 11,104
جمع کل:
   بازدید: 5,142,305
   صفحات مرور شده: 6,273,819

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز