در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1114 - تاریخ 1397/7/17 >> دین و اندیشه
روزنامه گویه - ثقوا
عزّت و ذلّت در پرتو نهضت حسيني ( ۱۵ )
ثقوا
ملكه ی قدسيه اي است كه حاصل مي شود از ايمان دروني ( انقطاع از مخلوق ) و عمل مكرر بيروني ( اطاعت ) كه اين ملكه اگر پيدا شد ، آن گاه خدا موهبت خود ...


ملكه ی قدسيه اي است كه حاصل مي شود از ايمان دروني ( انقطاع از مخلوق ) و عمل مكرر بيروني ( اطاعت ) كه اين ملكه اگر پيدا شد ، آن گاه خدا موهبت خود را كه عزت است به شخص با تقوا مي دهد ، و او كه در پرتو اين ملكه ، عزت يافته است ديگر هيچ گاه ذليل نخواهد شد .
پيامبر اسلام (ص) فرمود : خصلتي هست كه هر كس ملازمت آن را بنمايد ، دنيا و آخرت در اطاعت اوست . گفتند : آن خصلت كدام است ؟ فرمود : تقوا ، هركه مي خواهد عزيزترين مردم باشد ، پس تقواي الاهي پيشه كند . ( بحار الانوار ، ج ۶۷ ، ص ۲۸۵ ، باب ۵۶ _ الطاعه و التقوي و الورع ) 
امام علي (ع) فرمود : اي بندگان خدا بدانيد تقوا دژي محكم و شكست ناپذير است و فسق و فجور ، خانه ي گناهي در حال ريزش و خواري است .( نهج البلاغه ، خطبه ۱۵۷ ) همچنين فرمود : هيچ عزتي ، بالاتر از تقوا نيست . ( نهج البلاغه ، حكمت ۲۷۱ )
« تقوا » در اصل از ماده « وقی ، یقی ، وقایه » به معناى قرار دادن خویش در پناهگاه است و به معنی حفظ کردن چیزی در برابر آفات نیز می باشد . تقوا به معنی محفوظ داشتن روح و نفس است از آن چه بیم می رود و به آن زیان رساند ؛ سپس به خوف و ترس نیز تقوا گفته شده است و در لسان شرع آن را به خویشتن داری در برابر گناه و محرّمات اطلاق می کنند و کمال آن به ترک بعضی از مباحات مشکوک است.. (  المفردات ، ج۱، ص ۸۸۱ ، ماده وقی  ) به عبارت دیگر تقوا یک نیروى بازدارنده ای است که به صورت یک ملکه نفسانی و نیروی درونی ، در وجود انسان به وجود می آید و او را در برابر طغیان شهوات و ارتکاب کارهای خلاف حفظ مى‏کند . کمال تقوا آن است که علاوه بر دوری از گناهان و محرمات ، از مشتبهات نیز اجتناب شود .
امام علی (ع) دربارة تقوا می فرماید : « گناهان همچون مرکب های سرکش است که گناهکاران بر آن ها سوار می شوند و لجامشان گسیخته می گردد و آنان را در قعر دوزخ سرنگون می سازد ، اما تقوا مرکبی است راهوار و آرام که صاحبانش بر آن سوار می شوند . زمام آن ها را به دست می گیرند و تا قلب بهشت پیش می‌تازند » . ( نهج البلاغه ، خطبه‌ ۱۶ )
در جای دیگر حضرت می فرماید : « بدانید ای بندگان خدا که تقوا قلعه ای محکم و شکست ناپذیر است ، اما فجور و گناه حصاری است سست و بی دفاع که اهلش را از آفات نجات نمی دهد و کسی که به آن پناهنده شود ،‌ در امان نیست . بدانید انسان تنها به وسیلة تقوا از گزند گناه مصون می‌ماند ». ( نهج البلاغه ، خطبه‌ ۱۵۶ )
در قرآن کریم واژه « تقوا » ۱۷ بار و در مجموع ۲۴۳ بار  ( المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، ص۷۵۸ ) به صورت اسمی و فعلی و به عنوان صفت به کار رفته ، و بیشتر به صورت « اتقوااللّه » آمده است . معدودی از این تعداد ، به صورت « إتقوا رَبّکم » یا « إتقوا اللّه الّذی خَلقکم » به کار رفته است . این تعداد فعل امر به صراحت نشان می دهد که تا چه حد رعایت تقوا اهمیت دارد ، و تا چه حد انسان از تقوا غفلت می کند . از جمله این اوامر این است که می فرماید : « فَاتَّقُوا اللّه یاأُولی الأَلبَاب لَعَلَّکم تُفلِحُون  ؛ پس ای خردمندان عالم ! از خدا بترسید ، باشد که رستگار شوید » . ( سوره مائده ، آیه ۱۰۰ ) از منظر قرآن ، فقط اعمال متقیان پذیرفته است و به کاری که بنیان آن براساس تقوا نباشد اعتنایی نمی‌شود : « اِنَّما یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین ». ( سوره مائده ، آیه ۲۷ )
از دیدگاه قرآن ، مظاهر مادی دنیا « متاع اندك » است و ارزش آن را ندارد كه همت انسان را به خود معطوف دارد . متقیان ضمن فعالیت‌های گوناگون اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و... همیشه دل در گروه معشوق واقعی دارند  و برآوردن نیازهای مادی زندگی آنان را از واقع‌بینی و تحلیل صحیح مسائل مادی بازنمی‌دارد ، انسان متقی با الهام‌گیری از كتاب و پیامبر خدا ، همه مظاهر مادی حتی جسم خویش را فناپذیر می‌داند و چنین بینشی سبب می‌شود كه ؛ نفس را از گرایش‌های ناروای دنیایی، باز دارد . از افراط و تفریط در پاسخ دادن به غرایز حیوانی ، خودداری كند . از خصومت ‌ورزی ، ثروت‌اندوزی ، جاه‌طلبی و... پرهیز نماید .
امام علی (ع) بنا به درخواست یکی از شیعیان به نام هَمّام خطبه ای ایراد فرمودند که این خطبه ، به اعتبار درخواست کننده به خطبه همام مشهور است . و به اعتبار مضمون آن که توصیف متقین یا پرهیزگاران است خطبه متقین هم نامیده شده است . امام علی (ع) در این خطبه که در نهج البلاغه آمده ، پرهیزکاران را توصیف کرده است از جمله در فرازی از آن می فرماید : دين تقوا پیشه گان محفوظ است و شهوتش مرده و غضبش فرو خورده است . ( همواره ) خير از او مورد آرزو است و مردم از شر او ايمن هستند . اگر در جمع غافلان باشد ، از گروه يادآوران محسوب مي شود و اگر در ميان يادآوران باشد ، از غافلان شمرده نمي شود . از کسي که به او ستم کرده است مي گذرد و او را عفو مي کند و به کسي که او را محروم سازد بخشش مي کند و با کسي که از وي ببرد ، پيوند خود را حفظ مي کند . از گفتن سخن ناشايست دوري مي گزيند . گفتارش نرم و معتدل است و زشتي از او ناپديد . احسان وي همواره حاضر و بالفعل است . ( همواره ) خير او بر مردم روي آور است و شر او از آنان رويگردان . در مقابل حوادث اضطراب انگيز و لرزاننده با وقار و پابرجاست . و در ناگواريها شکيبا و در موقع آسايش سپاسگزار . بر کسي که با او عداوت بورزد ، تعدي و تجاوز نکند و درباره کسي که او را دوست دارد ، مرتکب گناه نمي گردد . اعتراف به حق مي کند پيش از آن که براي اثبات آن حق، شهادت داده شود . آنچه را که حفظ آن را به عهده گرفته است ، ضايع نسازد و آنچه را که به يادش آورده شده است فراموش نمي کند و با لقبهاي زشت و ناشايست به مردم اهانت نمي نمايد . هرگز ضرري به همسايه وارد نمي آورد و در هنگام ابتلاي مردم به ناگواريها ، آنان را شماتت نمي کند. در باطل داخل نگردد و از حق خارج نشود. اگر سکوت کند ، سکوت اندوهگينش نسازد و اگر بخندد صدايش بلند نمي شود و اگر ستمي بر او روا شود ، شکيبايي پيشه سازد، تا آنگاه که خداوند از آن ستمکار انتقام بگيرد . نفس او به جهت زهد و خويشتن داري در مشقت است و مردم از او در آسايش هستند .
نفس خود را براي سراي آخرتش به مشقت مي اندازد و مردم را از نفس خود راحت مي سازد. اگر از کسي که از وي کناره گيري کرده است دوري گزيند ، بر مبناي پارسايي و پاکي از آلودگي ها است و نزديکي وي با کسي که به او نزديک است ، از روي نرمش و رحمت است. نه دوري او از کسي مبتني بر کبر و خود بزرگ بيني است و نه نزديکي او به کسي از راه حيله پردازي و فريبکاري است .
در حدیثی از امام صادق(ع) مراتب سه‌گانه تقوا اینگونه بیان شده است : تقوای عام یعنی ترک محرمات که ناشی از خوف عذاب جهنم است ؛ قوای خاص یا « تَقْوی مِنَ اللّه » که عبارت است از اینکه شخص نه تنها محرّمات بلکه شُبَهات( کاری که احتمال حرام بودن دارد ) را نیز ترک کند ؛ تقوای خاص الخاص یا « تَقْوی بِاللّهِ فی اللّه » ، مرتبه‌ای است که شخص نه تنها شبهات بلکه ( بعضی از ) امور حلال را نیز ترک می‌کند . ( بحارالانوار ، ج  ۶۷، ص ۲۹۵ )
به نظر می‌رسد دامنه معنایی تقوا که در قرآن به معنای « عمل به واجبات و ترک محرّمات » بوده در احادیث بسط یافته ، « ترک شبهات » را نیز شامل شده است . چنان که در حدیث فوق این معنا مشهود است .
پس اگر خواستیم در نزد خداوند متعال گرامی و دارای عزت بشویم ، می بایست آنچه را که او امر نموده انجام دهیم ، و هر آنچه او نهی فرموده ترک کنیم ، چرا که خداوند خود فرموده : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ : گرامی‌ ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست ؛ همانا خداوند دانا و آگاه است !  ( سوره حجرات ، آیه ۱۳ )
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1397/7/17

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1397/7/26
تاریخ: 1397/7/24
تاریخ: 1397/7/23
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 592
   صفحات مرور شده: 597
روز گذشته:
   بازدید: 2,358
   صفحات مرور شده: 11,104
جمع کل:
   بازدید: 5,142,281
   صفحات مرور شده: 6,273,795

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز