در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1229 - تاریخ 1398/1/25 >> گزارش
روزنامه گویه - آیا ایران مانند عراق و سوریه می‌شود؟
برهانی از نقشه‌های شوم اسرائیل علیه ایران می‌گوید؛
آیا ایران مانند عراق و سوریه می‌شود؟
یک کارشناس اسرائیل در تحلیل سیاست رژیم صهیونیستی جمله ای از امام موسی صدر به این مضمون نقل کرد: مبارزه


یک کارشناس اسرائیل در تحلیل سیاست رژیم صهیونیستی جمله ای از امام موسی صدر به این مضمون نقل کرد: مبارزه نسنجیده و بی تأمل با اسرائیل نه تنها نفعی در بر ندارد بلکه می تواند به نفع این رژیم تمام شود.
(دو خط بالا جدا و درشت تر زده شود پاراگراف پایین هم که اشاره هست )

وضعیت فعلی خاورمیانه در شرایطی به سر می برد که به زعم برخی تحلیلگران از آبستن جنگ فارغ شده است. اما برخی دیگر با اشاره به حملات مکرر اسرائیل به بخش هایی از سوریه پساجنگ، نوید جنگ گسترده میان ایران و رژیم صهیونیستی را می دهند. این در حالی است که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در راستای اقدامات یکجانبه گرایانه خود پس از مساله انتقال سفارت کشورش به قدس اشغالی، این بار در اقدامی شوم بلندی های جولان که متعلق به کشور سوریه است را به نفع اسرائیل به رسمیت شناخت و آتشی دیگر در خرمن خاورمیانه زد. اما به واقع وضعیت منطقه خاورمیانه نوید جنگی بزرگ را می دهد؟ میان اسرائیل و ایران چه می گذرد؟ آیا هدف گرفتن مواضع ایران در سوریه به معنای جنگ است؟ سیدهادی برهانی عضو هیات علمی دانشگاه تهران است و در دانشکده مطالعات جهان تدریس می کند.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین را با سیدهادی برهانی کارشناس اسرائیل را از نظر می گذرانید:

 
++در وهله اول بگویید چرا مطالعات اسرائیل را برای تحصیلات عالی انتخاب کردید؟

برهانی: وقتی در بخش بین الملل وزارت خارجه مشغول کار بودم یکی از چیزهایی که خیلی برایم جلب توجه می کرد نقش اسرائیل در منطقه و تحولات منطقه بود و اینکه چقدر این رژِیم و سیاستهای آن در سرنوشت منطقه و حوادث آن نقش دارد. لذا تصمیم گرفتم مطالعاتم را در این زمینه ادامه بدهم و با همین هدف به ایرلند رفتم و برای دکترا از دانشکده حقوق (دانشگاه ملی ایرلند) درخواست پذیرش کردم. ابتدا موضوع تز بنده موضع اتحادیه اروپا در برابر نقض حقوق بشر در اسرائیل بود، اما اعلام کردند که برای کار روی این موضوع شما باید فوق لیسانس حقوق بین الملل داشته باشید که  مدرک من فوق لیسانس علوم سیاسی بود.
در ادامه فوق لیسانس حقوق بین الملل را از آن دانشگاه گرفتم اما برای دکتری به دپارتمان دیگری – دپارتمان علوم سیاسی – رفتم و با استادی در این دپارتمان – خانم دکتر آیلیش وارد - شروع کردم. حدود دو سالی با ایشان کار کردم اما به نتیجه نمی رسیدم. نگاه خانم وارد به کار بنده نگاهی غربی و محافظه کارانه بود و موضع مرا در برابر اسرائیل سیاسی می دید و نمی پسندید. در همین حین با پروفسور ایلان پاپه – که اسرائیلی و استاد دانشگاه حیفا بود – آشنا شدم. ایشان در جریان مطالعاتشان به تدریج از اسرائیل و صهیونیسم فاصله گرفته و الان به عنوان یکی از بزرگترین مورخان و متفکران ضد صهیونیسم جهان مطرح است. به دلیل مواضع ضداسرائیلی ایشان را منفور ترین یهودی اسرائیل می دانند.
پروفسور پاپه وقتی شرایط در اسرائیل برایش سخت شد به انگلستان رفت و در دانشگاه اگزتر، مرکز اروپایی مطالعات فلسطین را تاسیس کرد. داستان آشنایی بنده با ایشان هم جالب است: ایام تحصیل در دانشگاه ملی ایرلند بود. دیر وقت بود. شب شده بود. در اتاق دانشجویان دکتری مشغول مطالعه بودم. دقیقا زمان حملات اسرائیل به غزه در اوایل سال ۲۰۰۹ بود. یکی از دوستان که از فعالان مشهور شهر محل تحصیل – گالوی – و حامی سرسخت فلسطین بود ایمیلی فرستاد که لینکی به یک سخنرانی داشت. سخنران آقای ایلان پاپه بود که به دانشگاه ترینیتی دوبلین آمده بود و به مناسبت حمله اسرائیل به غزه سخنرانی می کرد. من آن شب – در حالیکه در اتاق تنها بودم – فیلم این سخنرانی طولانی را چند بار دیدم و شیفته ی ایشان شدم. نیمه شب شده بود که با دوچرخه به خانه برگشتم در حالیکه مدام به فکر ایشان و افکار ایشان بودم.

طی روزهای بعد در مورد آثار و احوالش تحقیق بیشتری کردم و نهایتا نامه ای به او نوشتم و درخواست کردم تزم را با ایشان ادامه دهم. ایشان هم پذیرفتند و به این ترتیب به دانشگاه اگزتر انگلستان رفتم. بعدا موضوع تزم را هم عوض کردم: وقتی روی موضوع اول (موضع اتحادیه اروپا در قبال نقض حقوق بشر در اسرائیل) کار می کردم متوجه شدم کتابهای درسی دانشگاهی – در زمینه اسرائیل - در غرب لحنی کاملا جانبدارانه نسبت به اسرائیل دارند و از بیطرفی علمی و آکادمیک که در غرب رایج است کاملا دور هستند. لذا تصمیم گرفتم این موضوع را به عنوان تز دکتری بررسی کنم. بر همین اساس کتابهای اصلی درسی در زمینه تاریخ اسرائیل را پیدا کردم و شش کتاب از مهمترین های آنها را بررسی و تحلیل کردم. تحقیق بنده نشان داد همه این کتابها به جز یک مورد تاریخ اسرائیل را عمدتا از چشم اندازی اسرائیلی روایت می کنند و تاریخ فلسطینی ها را نادیده می گیرند. تحقیق در مورد نویسندگان این کتابها نشان داد از هشت نویسنده و مولف این کتابها شش نفر از آنها یهودی هستند که پنج نفرشان مشخصا حامی اسرائیل هستند. این نتیجه می تواند نشان دهد دانشجویان در دانشگاههای غربی از واقعیت ها و حقایق مسئله فلسطین دور هستند. آنچه آنها فرا می گیرند عمدتا مطالبی است که نویسندگان و دانشمندان صهیونیست برای آنها پخت و پز می کنند.
++انتخابات اسرائیل در راه است. وضع نتانیاهو را در این انتخابات چگونه ارزیابی می کنید؟
عامه یهودیان در اسرائیل به ویژه آنهایی که تمایلات راست دارند به نتانیاهو گرایش دارند. نتانیاهو چهره ای پوپولیست، جسور، قدرتمند، حراف و صاحب شخصیتی نمایشی است که می تواند روی توده ها اثر بگذارد. اما نخبگان اسرائیل به ویژه نخبگان چپ گرا دل خوشی  از او ندارند و او را متهم می کنند به اینکه سیاست را خیلی پوپولیستی کرده و دارد کار هایی می کند برای منافع شخصی خود و قدرت خود که اسرائیل را وارد مسیر های خطرناکی می کند که یک نمونه آن درگیری با اوباما است. در زمان نتانیاهو روابط اسرائیل با حزب دموکرات آمریکا بسیار تیره شده بود که در طول دهه های اخیر بی سابقه است. اسرائیل همیشه با دو حزب اصلی آمریکا، حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه، رابطه خوبی داشته است اما در حال حاضر برای اولین بار محبوبیت اسرائیل در حزب دموکرات آمریکا خیلی کم شده است و منتقدینی در میان دموکرات ها سر برافراشته اند که انتقادات بی سابقه ای را علیه اسرائیل مثل خانم ایلهان عمر مطرح می کنند. بی سابقه است که  نماینده ای در داخل کنگره آمریکا این گونه علیه اسرائیل موضع بگیرد. سیاست نتانیاهو در مورد ایران هم مورد قبول همه نخبگان نیست. از نظر بسیاری نوعی اغراق و دشمن تراشی محسوب می شود. در عین حال نتانیاهو هم سیاستمداری است که قانون گرا نیست و در بسیاری از مواقع قانون را زیر پا گذاشته است. لذا در انتخابات آتی وضعیت سختی در پیش دارد. شانس او برای نخست وزیری دوباره خیلی بالا نیست. البته خیلی هم پایین نیست. واقعیت این است که در این روزها در اسرائیل جناح راست بسیار قدرت گرفته و جناح چپ بسیار ضعیف شده است. حزب کار  در حال خروج از گردانه سیاست است.
++این به این دلیل نیست که اسرائیلی ها با نتانیاهو احساس امنیت بیشتری کردند و همان گونه که اشاره کردید وی بیشترین پیروزی را در ماجراجویی هایی که تا کنون داشته بدست آورده است. به عنوان مثال توانست برجامی که با اوباما به مشکل برخورده بودند به شکست بکشاند. از آن طرف در مناسباتش با روسیه هم موفق بود. ملاقات آخر او با پوتین خیلی ملاقات موفقیت آمیزی بوده است و دعوت او از پوتین برای شرکت در مراسم یادبود کشته شدگان لنینگراد و موافقت پوتین و این وقایع به هر حال دست آوردهای بسیار خوبی برای اسرائیل است.
بله ایشان توفیقات مهمی داشته اما شکست هایی هم داشته که چپ ها بیشتر آن ها را مد نظر قرار می دهند: یک مورد را عرض کردم که وضعیت حزب دموکرات آمریکا است. مورد دیگر وضعیت یهودیان آمریکا است که به دلیل سیاستهای دولت نتانیاهو دارند از اسرائیل فاصله می گیرند که این برای اسرائیلی ها بسیار نگران کننده است. آنها همراهی و نزدیکی نتانیاهو با ترامپ را اصلا نمی پسندند. اروپای غربی هم از اسرائیل فاصله گرفته و علاقه ای به نتانیاهو ندارد. مشکل اسرائیل با سازمان های بین المللی به ویژه سازمان ملل تشدید شده است. نتانیاهو پروسه صلح را کاملا کنار زده و الان بحث صلح با فلسطینی ها از نظر نتانیاهو مطرح نیست و این مغایر قطعنامه های بین المللی و سازمان ملل است. آن سازمان ها و کشورهایی که برای حقوق بین الملل احترام قائلند از این پدیده خوشحال نیستند. در سطح داخلی هم سیاست های راست گرایانه نتانیاهو گروه های غیر راست را ناراحت کرده و باج های کلانی که او به مذهبی ها می دهد لاییک ها  و سایر اقشار سکولار را آزرده کرده است. مجموعه این مسائل باعث شده که به هر حال آینده وی تا حدودی مبهم شود، اما همچنان شانس او برای نخست وزیری کم نیست. کما اینکه توانست با لولو خورخوره کردن ایران برای خود چهره ای مقتدر و ناجی در داخل اسرائیل رقم بزند مخصوصا حملات پی در پی او به مواضع ایران در سوریه.
++دیدار نتانیاهو با سلطان قابوس که برای اولین بار بین یک مقام بلند پایه اسرائیلی و پادشاه عمان انجام شد در نوع خود تحول مهم و تاثیرگذاری بود. این را چگونه ارزیابی می کنید. آیا می توانیم این اتفاق را با معامله قرن پیوند بزنیم؟ یک هدف نزدیکی نتانیاهو با ترامپ و معامله کردن با اعراب معامله قرن است. این پروژه تا به حال به کجا رسیده است؟
فهمیدن موضع واقعی عمان برای چنین همکاری با اسرائیل مقداری سخت است. به طور کلی عمان سعی دارد با همه کشور ها رابطه خوب و مسالمت آمیز داشته باشد که اتفاقا خیلی خوب هم  این برنامه را پیاده می کند و در این سیاست اسرائیل را هم مستثنی نکرده است. اما همکاری با اسرائیل در این سطح آن هم در زمانی که دولت نتانیاهو بدترین مواضع را علیه اعراب و حقوق آنها در منطقه اتخاذ کرده خلاف میانه روی و واقع گرایی و حتی مسالمت جویی است، زیرا این موضع ملت های منطقه و حتی بسیاری از دولت های منطقه را به شدت ناراحت و عصبانی خواهد کرد. این حرکت عمان شکستی برای سیاست خارجی هوشمندانه آن کشور بود. این ملاقات تنها برای نتانیاهو یک پیروزی بود و نتانیاهو در منطقه پیروزی دیپلماتیکی بزرگ تر از این نداشت. اسرائیلی ها در امر تبلیغات خیلی موفق هستند و این دیدار را در بوق و کرنا کردند و به عنوان علامتی از تحول موضع کشورهای عربی در برابر اسرائیل قلمداد نمودند.
++آیا این قبیل ملاقات ها متفاوت از ملاقات های نتانیاهو با پوتین رئیس جمهور روسیه است؟
 سابقه روابط پوتین و نتانیاهو نشان می دهد که نتانیاهو یکی از بهترین دوستان پوتین است. این دو خیلی خوب با هم کار می کنند و پوتین برای این دوستی ارزش بسیاری قائل است و به آن بها می دهد. پوتین احتمالا ترجیج می دهد نتانیاهو در انتخابات آینده پیروز شود و در قدرت بماند. پوتین در عین حال مایل است روابط خوبی با ایران داشته باشد و یک هدف وی تنظیم کردن همزمان روابط خوب با ایران و اسرائیل است. اما در این تنظیم کردن نگاه متفاوتی به ایران و اسرائیل دارد. روسیه ایران را بازیگری می داند که ناچار است در هرحال با روسیه همکاری کند. چون انتخابهای دیگری ندارد. اما اسرائیل بازیگری است که دستش باز است و انتخاب های بسیاری دارد و بدون گرفتن امتیازات جدی امتیازی نمی دهد و این از نظر بنده کلید فهم ابهامات تحولات سوریه است. ایران هم پیمان روسیه در سوریه است. هر دو با هم در کنار دولت سوریه هستند و علیه دشمنان این دولت و گروههای تروریستی می جنگند. در همین زمان روسیه – که آسمان سوریه را در اختیار دارد – به اسرائیل اجازه می دهد پایگاه های ایران در سوریه را بمباران و نابود کند. دلیل این امر اهمیت فوق العاده اسرائیل برای روسیه است. روسیه اگر مجبور شود بین ایران و اسرائیل یکی را انتخاب کند اسرائیل را انتخاب خواهد کرد و در واقع همین کار را نیز کرده است.
++ برنامه نتانیاهو در دراز مدت برای سوریه چیست؟ آیا می خواهد اسد را بدون ایران حفظ کند؟
اسرائیل نمی تواند برنامه خاصی برای اسد داشته باشد. اسد از تله اسرائیلی ها گریخته و عبور کرده است و به قدرتی مسلم تبدیل شده است. به نظر بنده اسرائیلی ها می خواستند اسد را سرنگون کنند و سوریه را به عراق دیگری تبدیل کنند. دلیل اصلی آن هم مقاومت سرسختانه سوریه در برابر سیاست های اسرائیل در منطقه است. سوریه از این نظر در میان همه کشورهای عربی ممتاز است خصوصا در زمان حافظ اسد که اعجوبه ای در دنیای سیاست بود و با گسترش روابطش با همه کشورهای دنیا به اسرائیل فشار می آورد. این که سوریه در زمان اسد موشک و تیری به سوی اسرائیل شلیک نمی کرد من آن را به پای عقلانیت و دقت نظر حافظ اسد می گذارم. او می دانست در کجا با اسرائیل درگیر شود. اگر خانواده اسد سرنگون می شد این ساختار ضد اسرائیلی در فضای سیاسی سوریه فرو می پاشید. این سیستمی است که در تمام عمر خود با اسرائیل مبارزه کرده و اسرائیل را می شناسد. من فکر می کنم آن چیزی که اسرائیل از آن نگران است و می ترسد عقلانیت و محاسبات دقیق  و فهم دقیق از شرایط بین المللی و منطقه ای است نه شلیک چند گلوله. اگر در سوریه یک سری بی عقل و افراطی مانند داعش سرکار بیایند و به اسرائیل حمله کنند و ده ها موشک به اسرائیل شلیک کنند نهایتا این به نفع اسرائیل تمام می شود مانند موشک هایی که صدام به اسرائیل شلیک کرد. آنهایی که می دانند چگونه باید با اسرائیل مبارزه کرد، از نظر اسرائیل خطر هستند.
++ اگر فرض را بر این بگذاریم که نتانیاهو از معادلات سیاسی اسرائیل حذف شود چه تغییری رخ خواهد داد؟
جواب آماده ای برای این سوال ندارم. اما در واقع احزاب اصلی اسرائیل همگی به آرمان های صهیونیسم وفادارند و روند کلی اسرائیل همیشه همین گونه باقی خواهد ماند. اما احتمال دارد که تاکید و تمرکز شدیدی که نتانیاهو بر ایران دارد کاهش پیدا کند. فشار نتانیاهو به ایران مسئله ای بسیار غیر عادی است .شما ببینید کجا نخست وزیر یک کشور می رود در مجمع عمومی سازمان ملل و تمام سخنرانی اش راجع به کشوری دیگر(ایران) می زند؟ نتانیاهو هر جا می رود، هر جا سخنرانی می کند علیه ایران حرف می زند و موضع می گیرد. من فکر نمی کنم که کسی به اندازه نتانیاهو در تخریب برجام نقش داشته باشد.
++  به نظر شما برای راهبرد کشور ما کدام یک بهتر است؟ نتانیاهو برود یا بماند؟
خب شاید کسانی در ایران از شکست نتانیاهو خوشحال شوند چون برایشان ارزش نمادین و تبلیغاتی دارد. در مورد آمریکا می توان گفت که بعضی ها در ایران دوستدار وجود یک جریان تندرو در هیات حاکمه آمریکا هستند که آن را بهانه ای برای رفتارهای افراطی خود علیه غرب کنند و برای شعارهای غرب ستیزشان توجیهی بیابند؛ مانند همین اتفاقی که در دوره ترامپ در حال جریان است. اما در مورد اسرائیل و نتیجه انتخابات اسرائیل روندهای مشابهی نمی بینم.
++ در حال حاضر وضعیت در فلسطین چگونه است؟
امروزه فلسطین و سازمان های فلسطینی در شرایط بسیار سختی هستند. اولا از لحاظ داخلی که این ها دو پاره شده و به جان هم افتاده اند. حماس در غزه علیه فتح عمل می کند و فتح هم در کرانه باختری این کار را علیه حماس انجام می دهد. این فاجعه ای برای فلسطین و انقلاب ملت فلسطین است و نتیجه توافق اسلو است. هرگونه صلح و سازشی با اسرائیل در منطقه به دوپاره شدن ملت و از هم پاشیدن وحدت ملی و همبستگی ملی می انجامد. این مسئله در مصر و اردن هم سابقه داشته است. متاسفانه همه تلاشها برای آشتی میان فتح و حماس عقیم مانده است. تشکیلات خود گردان فلسطین در کرانه باختری که امید داشت از قبل پروسه اسلو و فرآیند صلح بتواند به جایی برسد در بدترین شرایط است. دولت اسرائیل عملا راه حل دو دولت را کنار گذاشته است. توسعه شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری همچنان ادامه دارد. قدس که در حال از دست رفتن است و سفارت های متعددی به قدس می روند. آمریکا در صدد حذف مسئله آوارگان فلسطینی و پایمال کردن حق آنها است و در این زمینه کاری از دست محمود عباس هم بر نمی آید. عباس با اعتماد به وعده های غرب وارد جریان سازش با اسرائیل شد. در حال حاضر اسرائیل مشغول مصادره کردن همه چیز به نفع خود است و توافق اسلو و حقوق فلسطینی ها را زیرپا می گذارد و غرب هم عباس و تشکیلات خودگردان را در برابر ظلم و تجاوز اسرائیل تنها گذاشته است. تقریبا چیزی مشابه برجام اتفاق افتاده است. متاسفانه در حوزه هایی که به اسرائیل و منافع این رژیم مربوط می شود نمی توان به غرب اعتماد کرد. سیاست خاورمیانه ای کشورهای غربی در خدمت اسرائیل است. کشور های عربی هم دچار اختلاف و درگیری هستند و دیگر فلسطین اولویت آنها نیست. در حالی که اسرائیل به هیچ یک از قطعنامه های بین المللی در مورد فلسطین عمل نکرده و حداقل توقعات اعراب را برآورده نکرده کشور های عربی دارند به اسرائیل نزدیک می شوند و این برای فلسطین اتفاق بسیار بدی است. از لحاظ اقتصادی شرایط در غزه و کرانه باختری بسیار بسیار بد است. مقاومت در کرانه باختری فروکش کرده است و دیگر مردم آنجا آن روحیه قبلی را ندارند.
++در مقاله اخیرتان شما به جدی بودن خطر اسرائیل اشاره کردید، برای بررسی جزئیات ممکن است توضیح بیشتری در این مورد بدهید.
این هشدار بنده ناشی از توجه و دقت در تاریخ درگیری اعراب و اسرائیل است. در این تاریخ هفتاد ساله به وضوح مشخص است کشورهایی که برای اسرائیل چالش جدی ایجاد کردند در معرض تهدیدات جدی قرار می گیرند. برنامه های مشخصی برای به زانو در آوردن این کشورها طراحی می شود و در این زمینه هم بسیار موفق بوده اند. ببینید چه بر سر کشورهای ضداسرائیلی منطقه آورده اند. کشورهایی عربی مثل مصر که ما با سادگی فکر می کنیم به خاطر خیانت سادات کوتاه اومد اما اینگونه نیست. مصر با تمام وجود در مقابل اسرائیل جنگید ولی شکست خورد. اسرائیل چنان شکستی را به مصر تحمیل کرد که دیگر مصر نتوانست ادامه دهد. توطئه ها و برنامه های دیگری علیه سایر کشورهای ضداسرائیلی منطقه اجرا شده است. علیه عراق، علیه سوریه و سایرین.
اسرائیل نشان داده به کشورهای مخالف خود رحم نمی کند. هم اکنون نیز دلایل متعددی وجود دارد که ثابت می کند اسرائیل روی ایران به شدت متمرکز شده است. تحولات ایران را دقیقه به دقیقه رصد می کند و تلاش دارد از همه اتفاقات به نفع خود استفاده کند. رسما سیاست تغییر رژیم در ایران را در پیش گرفته است. در تحمیل شرایط ناگوار اقتصادی به کشور نقش درجه یک بازی می کند و در عین حال تبلیغات وسیع و مزورانه ای دارد تا این شرایط بد اقتصادی را به دولت و حکومت ایران نسبت دهد. اعتقاد دارم اسرائیل در بالاترین سطوح تصمیم گرفته است به ایران فشار سهمگین و خردکننده ای وارد کند. هدف از این فشارها تبدیل ایران به کشوری سازشکاری چون اردن و مصر است. در صورت عدم تسلیم ایران تلاش می کند از طریق کشورهای غربی و به ویژه آمریکا ایران را به سرنوشت سوریه و عراق مبتلا نماید.
 
 
++تحلیلگران می گویند ایران به دلیل قدرت موشکی نمی تواند مثل سوریه و عراق بشود. نظر شما چیست؟
من چنین اعتقادی ندارم. هم عراق و هم سوریه قدرت موشکی خوبی داشتند. تبدیل ایران به عراق یا سوریه ای دیگر، در گرو یک اتفاق مهم در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی است: اگر حکومت در ایران مشروعیت و محبوبیت خود را در این سه حوزه از دست بدهد در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در داخل کشور اگر ناملایمات اقتصادی و نارضایتی ها از فساد و کارآمدی حکومت افزایش پیدا کند و مردم از حکومت نا امید شوند، این اتفاق در حوزه داخلی روی خواهد داد. در سطح منطقه ای متاسفانه حضور ما در سوریه محبوبیت منطقه ای ما را در میان اعراب و جوامع سنی به شدت تخریب کرده است. ما در گذشته محبوبیت زیادی در منطقه داشتیم. زمانی سید حسن نصرالله یکی از محبوبترین رهبران تمام منطقه بود. الان وضع متفاوت است و ما آن محبوبیت را دیگر نداریم و اگر همسایگان ما و منطقه از ما ناراضی باشند چه بسا فشار بر ایران و حتی حمله به ایران باعث خوشحالی آنان شود. این موضوع بر قدرت بازدارندگی ما اثر بسیار منفی دارد. اگر به سطح بین المللی هم برویم متوجه می شویم اعتبار ما به شدت تحت فشار است. برجام اعتبار بین المللی ایران را افزایش داد اما اعتبار ایران در حوزه های دیگر بسیار تحت فشار است و به واسطه آن، چهره بدی از ایران در عرصه بین المللی ترسیم شده است. اگر وضع این گونه پیش برود فاصله ما با عراقی شدن یا سوریه ای شدن کم خواهد شد.
++ عاقلانه ترین نوع مناسبات بین ایران و اسرائیل چه نوع مناسباتی است؟
سوال بسیار خوبی است. معتقدم که در ایران ما باید این سوال را همواره از خود بپرسیم و در صدد این باشیم که جواب درستی هم برایش پیدا کنیم. موضع کنونی ما در برابر اسرائیل میراث شرایط اول انقلاب است که در آن شرایط و بدون تجربه امر حکومت و سیاست در عرصه داخلی و بین المللی مطرح شده است. اضافه بر این از آن زمان تا به امروز دنیا دستخوش تغییرات بسیاری شده است. برخی از مواضعی که ما در حوزه حمایت از فلسطین داریم درست است که از فلسطین حمایت هایی می کند اما در عین حال فرصت هایی را در اختیار اسرائیل می گذارد. نمونه آن همین شعار نابودی اسرائیل است. هیچ کشوری در دنیا، حتی سوریه، چنین موضعی ندارد. متاسفانه در محکومیت این موضع در جهان اجماع وجود دارد. با استفاده از این شعار ما به یهودی ستیزی، جنگ طلبی و تهدید به نسل کشی یهودیان متهم می شویم. بسیاری از موضع گیری های ما از نظر ارزشی عدالت طلبانه و ظلم ستیزانه است، اما به اندازه کافی واقع بینانه و نتیجه گرایانه نیست. با دگمهای ایدئولوژیک نمی توان مبارزه موفقی را با اسرائیل سامان داد. مبارزه پیروزمندانه به دانش کافی، تحلیل درست و محاسبه دقیق نیاز دارد. مبارزه پیروزمندانه در گرو همبستگی اسلامی و همکاری با همه قدرت های مخالف اسرائیل در جهان است. منزوی شدن ایران و موضع ایران همان چیزی است که اسرائیل می خواهد. اسرائیل کاملا مایل است که با دشمنان اش تک تک روبرو شود. دشمنانی که منزوی شده اند و محبوبیت خود را از دست داده اند به لقمه های آسانی تبدیل می شوند. چه مصر باشد چه ایران و چه هر کشور دیگری. اسرائیل از مبارزه دسته جمعی می ترسد. از وحدت و جماعت می ترسد نه از نبرد فردی. به قول امام موسی صدر مبارزه نسنجیده و بی تأمل با اسرائیل نه تنها نفعی در بر ندارد بلکه می تواند به نفع اسرائیل تمام شود.
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1398/1/26
موضوع: گزارش

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1398/4/3
تاریخ: 1398/4/1
تاریخ: 1398/4/1
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 6,401
   صفحات مرور شده: 6,424
روز گذشته:
   بازدید: 13,713
   صفحات مرور شده: 23,779
جمع کل:
   بازدید: 7,597,587
   صفحات مرور شده: 9,337,559

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز