در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1268 - تاریخ 1398/3/25 >> بین الملل
روزنامه گویه - آمریکایی که اکثر آمریکایی ها هم هنوز نمی شناسندش!
آمریکایی که اکثر آمریکایی ها هم هنوز نمی شناسندش!
اغلب اوقات اینگونه برداشت می شود که آمریکا و اسرائیل دو دشمن به هم پیوسته مسلمانان در جهان اند. آنگاه که فعالیت ها


قسمت اول
محمد مهدی دی مترویچ – طلبه آمریکایی
ترجمه: علیرضا کمیلی
 
اغلب اوقات اینگونه برداشت می شود که آمریکا و اسرائیل دو دشمن به هم پیوسته مسلمانان در جهان اند. آنگاه که فعالیت ها و سیاستهای دولت آمریکا درقبال صهیونیزم و مسلمانان را تحلیل می کنیم این مساله بوضوح صحیح می نماید. اگرچه وقتی تصور می شود که آمریکا، سومین کشور پرجمعیت جهان است، ظاهرا اینگونه نتیجه می شود که این 300 میلیون نفر، همگی حامی صهیونیزم اند و نه تنها از مسلمانان که مانند صهیونیست ها، از همه حقایق اسلام نیز متنفراند. (اوست خدایی که رسولش را برای هدایت خلق و ابلاغ دین حق فرستاد تا او را هر چند کافران خوش ندارند بر همه ادیان عالم غالب گرداند. قرآن کریم، سوره61، آیه9) اگر آمریکایی ها در حمایت از اسرائیل پایبندند، چه زمانی آنها با علاقه به اسلام روی خواهند آورد؟ با اینکه فقط حدود ده میلیون مسلمان در آمریکا وجود دارد، نظرسنجی ها نشان می دهد که در واقع سه چهارم غیرمسلمان های آمریکایی بر این باورند که کشورشان نباید نه از اسرائیلی ها و نه از فلسطینیان دفاع کند و برای آمریکا مضر است که بخواهد خود را در نزاع همگان درگیر کند. (هر آئینه، دشمن ترین مردمان نسبت به مسلمانان، یهود و مشرکان اند و با محبت تر از همه کس به اهل ایمان، آنان که گویند ما مسیحی هستیم. این دوستی و محبت مسیحیان نسبت به مسلمانان بدان سبب است که برخی از آنان دانشمند و پارسا هستند و تکبر و گردنکشی به حکم خدا نمی کنند.  قرآن کریم، سوره 5، آیه82)  با این وجود چرا سیاستمداران آمریکایی دقیقا برخلاف خواسته های مردمانی عمل می کنند که آنان را برای نمایش و دور کردن همه حمایت هایشان از اسرائیل برگزیده اند؟ آیا این معنی پرهیزکاری دموکراسی است؟ سنجش حقیقت دموکراسی آمریکایی و کاپیتالیزم فاش می سازد که چگونه اینها نه تنها به ابزاری علیه اسلام، که به خطری علیه مردم آمریکا و در سطح گسترده تر، انسانیت بدل شده اند؟
سخن گفتن از شرارت صهیونیزم، بدون شناخت بنیادهای آن در آمریکا، مانند آن است که به سر یک مار بدون توجه به بدن او بسنده کنیم. مساله اساسی تر این است که بفهمیم چیزی دراین کنترل وجود دارد که خیلی بزرگتر از دولت آمریکا و چیزهایی است که بازیگرانی مانند رئیس جمهور، جورج بوش  یا رئیس صندوق ذخیره فدرال، بن برنانک، که مانند مهره های شطرنج در دستان یک سیستم بسیار قوی تر قرار دارند، درگیر آن هستند.
در ظاهر، یکی از مراکزی که واشنگتن را کنترل می کند AIPAC (کمیته تجاری عمومی آمریکا و اسرائیل) است. سیستم سیاسی آمریکا اجازه "لابی" یا بکارگیری معانی فریبنده یا مالی را برای کنترل رفتارهای گماشتگان منتخبشان در موارد مورد توجه به سازمانهای خصوصی می دهد. این سازمانها مبالغ هنگفتی را به سیاسیون می دهند تا آنها را برای انتخاب شدن کمک کنند. در عرصه سیاست آمریکا، بیشتر از 98 درصد همه انتخابات ها توسط کاندیداهایی برده شده اند که بیشترین مبالغ را در شرکت هایشان داشته اند. اگرچه گروههای مختلفی وجود دارند که علیه یکدیگر فعالیت می کنند اما موثرترین گروه لابی در تاریخ سیاست آمریکا AIPAC می باشد. این گروه در واشنگتن خیلی بزرگ است و به طور ساده به او "لابی" گفته می شود.
آنچه این لابی را از دیگران متمایز می کند آن است که او، قدرت ماشین سازمان یافته صهیونیزم را که مبالغ گسترده ای از اقتصاد جهان را کنترل می کند، پشت سر خود دارد. شرکتهایی که در این مساله همکاری می کنند شامل کوکاکولا، پوما، اینتل، نستله و بسیاری دیگر از شرکتهای به خوبی شناخته شده می باشند. بعلاوه اینها، دستکاری مالی در سیستم بانکی آمریکا و بانک مرکزی آن که با عنوان "صندوق ذخیره فدرال" (یک پارادوکس است چون نه فدرال است و نه ذخیره) شناخته می شود، که بطور اساسی با منابع مالی گسترده و در جهت اهداف صهیونیست ها بکار می رود.
مایر روچیلد، موسس بانک خاندان روچیلد، می گوید: "به من کنترل منابع مالی یک ملت را بدهید آنگاه دیگر به آنکه قانون را وضع می کند اهمیت نمی دهم!" این سیستم مدیریت مالی، موضوع مهم دیگری است که برای فهم آنچه به راستی آمریکا و صهیونیزم را اداره می کند حیاتی است اما به قدری عمیق است که برای توضیح آن به تنهایی مقاله ای دیگر مورد نیاز است. (اگر علما و روحانیون آنان را از گفتار زشت و خوردن مال حرام باز ندارند کاری بسیار زشت مرتکب می شوند. قرآن کریم، سوره 5، آیه 63)
AIPAC همه این بانکهای مالی را برای گسترش سود خود به کار می گیرد و برطبق همین مساله، سیاستمدارانی را وارد یا خارج مدیریت می کند که مورد رضایت اش باشند. در بسیاری از موارد از جمله آنچه در رقابت انتخاباتی میان اوباما و مک کین در جریان است، AIPAC در واقع هر دو کاندیدا را حمایت می کند. اگر یک سیاستمدار از مسیری که باید وفاداری خود به AIPAC را ثابت کند خارج شود، شانسی کم یا نزدیک به هیچ، برای پیروزی در انتخابات آمریکا خواهد داشت. آمریکایی ها عمدتا نسبت به نحوه کار سیستم سیاسی شان، کاملا ناآگاه اند، اکثریت آمریکایی ها مخالف متصدیان لابی گری اند و می دانند که سرمایه اصلی آمریکا تا حد زیادی به فروش رفته است!
بطور کلی AIPAC سه مقصد اصلی دارد. اولین این اهداف، چنانچه قبلا توضیح داده شد، کنترل کسانی است که باید وارد حاکمیت شوند و کسانی که باید حذف گردند. دومین هدف، بکارگیری دولت آمریکا برای حمایت تسلیحاتی و مالی از عوامل صهیونیستی است. کمکهای آمریکا هم در زمینه های تسلیحاتی و هم مالی به اسرائیل از همه کشورهای دیگر پیشی گرفته است. همانطور که رئیس جمهور آیزن هاور، پیشتر در تودیع سال 1961 خود اخطار کرده، که در تاریخ به عنوان "نطق پیچیده نظامی صنعتی" شناخته می شود، و مردم آمریکا را توجه داده بود به اینکه صنعت تسلیحاتی و سود جنگ، از همه بخشهای دیگر اقتصاد آمریکا پیشی گرفته است و عوامل حریص به جنگ، برای کنترل حکومت وارد شده اند، به جای اینکه دولت آمریکا به کنترل کشور خود بپردازد. (...هرگاه برای جنگ با مسلمانان آتشی را برافروزند خداوند آن آتش را خاموش سازد، آنها در روی زمین برای فساد می کوشند و هرگز خدا ستمکار مفسد را دوست نمی دارد . قرآن کریم، سوره 5، آیه 64)  بعلاوه، برای اکثر آمریکایی ها نامعلوم است که اسرائیل و ساکنان آن، امتیازات ویژه ای در قانون آمریکا دارند که فقط منحصر به اسرائیل نیست اما همگی برای دیگر افراد غیرمجاز اند!
ثالثا، AIPAC از آمریکا برای دخالت در سازمان ملل بهره می برد. خود اسرائیل، با کمکهای دولت آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، توسط سازمان ملل و ذیل توافقنامه ای که می گفت منطقه غربی(الضفة الغربية‎) و غزه به فلسطینیان تعلق دارند و اورشلیم باید توسط سازمان ملل کنترل شود، ایجاد شد. اسرائیل نه تنها بر منطقه غربی و غزه مسلط شد که سازمان ملل را از اورشلیم اخراج کرد و آن را بعنوان پایتخت خود قرار داد! تمام پیمان ها و موافقت نامه هایی که می رفت تا علیه اسرائیل توافق شود توسط آمریکا شکسته می شد بدون آنکه تنبیهی وجود داشته باشد. اگر چه اسرائیل بیشترین کشور محکوم شده در تاریخ سازمان ملل است اما آمریکا بعنوان یکی از پنج کشوری که حق وتو دارد، صد درصد مصوبه های علیه اسرائیل را ملغی کرده است!
در پی جنگ جهانی دوم، رئیس جمهور ترومن، برای عوامل صهیونیست و ایجاد اسرائیل تلاش کرد، حتی بر خلاف توصیه کابینه خود او که بر این اعتقاد بود که عربها با نفت شان می توانند متحد بزرگتری از یهودیان باشند و این حمایت از صهیونیست ها آنها را با هم متحد خواهد کرد که به ضرر آمریکاست. برای نمایش میزان قدرت صهیونیست ها، حتی جوزف استالین، تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروی تحت نفوذ صهیونیزم درامد بویژه زمانی که اتخاذ موضع ضداسرائیلی در میانه جنگ سرد می توانست نفت شوروی را برنده سازد و حمایت بزرگی از کشورهای جهان سوم را به دست آورد! با این وجود صهیونیزم، قدرت قابل توجه خود در سیاست جهانی را از طریق دخالت در سیستم آمریکا به دست آورد. آرزوهای عالی دموکراسی آمریکایی بعنوان سیستمی خوب و منصف، تحت تاثیر صهیونیزم و گرایشات کاپیتالیستی اش از بین رفت! این سیستم، مشابه تقریبا تمام حکومتهای دیگر جهان و سیستم های سیاسی دیگر که بدان پرداخته اند، خود را برای رسیدن به حرص و نه پرهیزکاری تنظیم کرده اند.
امروزه بسیاری از آمریکایی ها نسبت به حکومت خود محتاط شده اند اما هنوز در یافتن قدرت اداره آن خام اند. همچنین AIPAC بوضوح قابل مشاهده است، بسیاری از روشهای پنهانی و نادرست دیگر نیز برای کنترل آمریکا به کار گرفته شده اند. وقتی بررسی می کنیم عناصر هدایت صهیونیست ها در سیستم را بعنوان دشمنی در مقابل مردمان آمریکا نیز می یابیم. اما وقتی شما مردمان آمریکا را می سنجید چه می بینید؟ جامعه ای که نسبت به اشغال خودش نیز ناآگاه است، با وجود بسیاری از مردمان نیکی که می خواهند باور کنند که ارزشهای شان در سیستمی که بر آنان فرمان می راند بازتاب یافته و این سیستم برای بهترین خواسته های آنان کار می کند!
علیرغم این، بخوبی قابل اثبات است که این سیستم و مشابه آن، در این جهت بکار می روند که مردم کشور خودشان را نیز، بسیار مست و مشغول به نفس خویش سازند و آنان را به افراد ضعیف متمایل به مصرف لذات دنیوی تقلیل دهند! ( و خدا می خواهد بر شما بازگشت به رحمت فرماید و مردمان هوس باز می خواهند که شما از راه حق منحرف گردید. قرآن کریم، سوره 4، آیه 27) تا زمانی که آمریکایی ها به فهم آنچه در زندگی شان بر آنان تحمیل می شود برسند بسیاری از آنان بشدت خو گرفته و بسیار ناامیدانه به این سیستم که باید برای حفظ آن بجنگند وابسته شده اند! هم اینک، اکثر آمریکایی ها برای دریافت حقیقت ماجرا آماده نیستند و قربانیان ترسی هستند که رسانه ها و سیاستمداران در اذهانشان از اسلام ایجاد کرده اند! (...ناراحت مباش از آن یهودیانی که جاسوسی می کنند و از کسانی که سخنان فتنه انگیز به جای کلمات حق به آن قومی که نزد تو نیامده اند می گویند و کلمات حق را از حقیقتشان تغییر می دهند.... هر کس را که خداوند به امتحان و رسوایی افکند هرگز تو او را از قهر خدا نتوانی رهانید، آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند.... قرآن کریم، سوره 5، آیه 41) هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند کی و چگونه مردمان آمریکا، این سیستم که پایه آرزوهای صهیونیست ها برای استثمار جهان را شکل داده است رد خواهند کرد اما آن هنگام که آنان این کار را انجام دهند، آغاز پایان این شیاطین شروع خواهد شد. 
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1398/3/25
موضوع: بین الملل

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1399/7/6
تاریخ: 1399/7/5
تاریخ: 1399/7/2
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 7,951
   صفحات مرور شده: 8,144
روز گذشته:
   بازدید: 25,412
   صفحات مرور شده: 27,906
جمع کل:
   بازدید: 14,955,599
   صفحات مرور شده: 17,442,898

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز