در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1268 - تاریخ 1398/3/25 >> تاریخ
روزنامه گویه - گفت وگوی اختصاصی گویه با تنها بازمانده از قیام 15خرداد 42 درقم
گفت وگوی اختصاصی گویه با تنها بازمانده از قیام 15خرداد 42 درقم
متن پیش رو گفت وگویی ا ست که گویه به طور اختصاصی با حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل چهل اخترانی انجام داده است


متن پیش رو گفت  وگویی ا ست که گویه به طور اختصاصی با حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل چهل اخترانی انجام داده است این گفت و گو خاطرات و مطالبی که در حوزه ی قیام ۱۵ خرداد سال 1342 در قم به وقوع پیوست را برای خوانندگان روزنامه گویه مطرح کرده است این گفت و گو توسط ابوالفضل رئیس جعفری تهیه تنظیم شده است.
تصویب انجمن های ایالتی وولایتی و حمله دژخیمان رژیم پهلوی به مدرسه ی فیضیه در فروردین 42، حوادثی بودند که زمینه ساز قیام 15خرداد 42شدند. علی رغم تمهیدات  باز دارنده ی رژیم پهلوی عاشورا وتاسوعای آن سال به صحنه ی انتقاد علنی از رژیم تبدیل گردید.روز سیزدهم خرداد 42 که مصادف با عاشورای حسینی بود امام خمینی طی یک سخنرانی شدید اللحن محمد رضا شاه را صراحتا مورد انتقاد قرارداد ودو روز بعد در سحرگاه 15 خرداد نیروهای ساواک با یورش به منزل امام وی را دستگیر نموده وبه تهران منتقل نمودند . با دستگیری امام تظاهرات گسترده ای در شهرهای مختلف ازجمله قم , تهران, ورامین  ,مشهد وشیراز شکل گرفت که در این میان عمده ترین آن ها در قم بود. لیکن مع الاسف چند سالی است که به دلایل نا معلوم در رسانه ها ودر سالروز این واقعه نامی از قم که محوری ترین نقش را داشته است برده نمی شود. 
پس از گذشت بیش از نیم قرن از وقایع 15خرداد 42 توفیق یار شد وسعادتی دست داد که گوش جان سپاریم به خاطرات تنها بازمانده از سر سلسله قائمان 15 خرداد 42 حجه الاسلام حاج سید عبدالحسین چهل اخترانی بقیه السلف مرحوم حاج سید علی چهل اخترانی که با رشادت ها وجانفشانی های ایشان قیام 15خرداد 42در قم شکل گرفت . حال بیان ماجرا از زبان ایشان :
در آن زمان جوانی حدودا بیست ساله بودم خرداد 42 مصادف با محرم بود. امام هر شب برای عزاداری در یکی از هیئات شرکت می کردند . شب عاشورا حضرت امام جهت عزاداری به چهل اختران آمده بودند . امام در یکی از ایوان های مقابل حرم حضرت موسی مبرقع نشستند واخوی بنده مرحوم حاج سید حسن چهل اخترانی منبر بودند واز فجایع مدرسه فیضیه در روز شهادت امام صادق {ع }تعریف می کردند واز ظلم عمال ودژخیمان رژیم پرده بر می داشتند . مردم که بعضا اولین بار بود که امام را ملاقات می کردند بسیار تحت تاثیر شخصیت ایشان قرار گرفتند . عصر عاشورا قرار بود امام جهت سخنرانی به مدرسه ی فیضیه تشریف ببرند .ساواک از ترس افشاگری های امام  در هنگام ورود ایشان برق مدرسه را قطع نمود . با درایت فردی بنام سید ابوالفضل برقعی که تعدادی باطری خودرو با خود همراه داشت جریان برق وصل گردید و بلند گوها  روشن شد وامام به ایراد سخن پرداختند . امام به افشاگری علیه دستگاه حاکم و شخص شاه پرداختند . صراحت بیان امام باعث بهت وشگفتی همگان شده بود .همان طور که پیش بینی می شد ساواک در روز بعد یعنی در سحرگاه 15 خرداد قبل از اذان صبح منزل امام در یخچال قاضی را محاصره نمود و به منزل ایشان وارد شدند مرحوم حسین نوین روز که ازاهالی چهل اختران بودند نقل می کرد که بنده ویکی دیگر از عزیزان جلو رفتیم و ماموران از ما پرسیدند روح الله خمینی کجاست ؟ وامام با شجاعت جلو آمد وما را کنار زد وگفت روح الله خمینی منم با این ها چکار دارید .یکی از ماموران شهربانی بنام رضا خان محمدی که فردی خداترس ومعتقد بود  در ساعات اولیه ی صبح درب خانه ما را زد و خبر دستگیری امام را به مرحوم ابوی اطلاع داد . مرحوم عمویم حاج سید مهدی چهل اخترانی ومرحوم ابوی کلیه اعضای محل را مطلع نمودند وبنا شد به نشانه ی اعتراض به سمت حرم برویم. به توصیه ی عمویم که فردی کاردان وباهوش بود برای این که تجربه مدرسه ی فیضیه وقتل عام طلاب تکرار نشود افراد به اسلحه سرد ازجمله شمشیر وچوب مجهز گردیدند. اکثریت زنان در زیر چادر خود شمشیر حمل می کردند. جا دارد یادی کنیم از آن  شیر مردان وشیر زنانی که امروز اکثریتشان در بین ما نیستند . جمعیت کثیری با شعار" یا مرگ یا خمینی" به سمت حرم به راه افتاد.مردم از مناطق دیگر شهر نیز به سمت حرم آمده بودند .در بین آن ها مرحوم حاج حسین کشور, مرحوم حاج سید علی اکبر بهاالدینی و حاج حسین جمکرانی دیده می شدند. وقتی وارد حرم شدیم حاج آقامصطفی خمینی در کنار درب ساعت سخنرانی می کردند وشرح ماوقع را برای مردم بیان می نمودند . پس از آن جمعیت از حرم خارج شد و با ترفند جمعی از نیروهای ساواک که در بین جمعیت بودند مردم غافلگیر شده و به سمت پل آهنچی و سه راه غفاری یعنی محل استقرار نیروهای نظامی سوق داده شدند. مردم که غافلگیر شده بودند به سمت کوچه ی آبشار و قبرستان نو فرار کردند ودر این هنگام نظامیان به سمت مردم آتش گشودند . دوستم که در کنار بنده بود بنام ابوالفضل  فخارمورد اصابت گلوله قرار گرفت وشهید شد . در این روز مردم قم 17 شهید را در حمایت از نهضت خمینی کبیر تقدیم انقلاب کردند. بنده و دیگر همراهان  با راهنمایی عمویم وارد رود خانه شدیم وپس از آن از طریق کوچه پس کوچه های گذر خان و چهارمردان به چهل اختران باز گشتیم .پس از آن ماموران وارد خیابان آذر شده و درب چهل اختران را به رگبار بستند. فرمان دستگیری وحکم اعدام ابوی وعمویم توسط ساواک اعلام گردید . وما به همراه خانواده شبانه به سمت روستای طایقان رفتیم وپس از آن به خرمشهر واز آن جا به طور قاچاق به بصره رفته وسپس در نجف ساکن شدیم. امام به ترکیه تبعید گردیدند .پس از ورود امام به عراق ایشان در نجف در شارع الرسول ودر همسایگی ما ساکن شدند. در زمان اقامت امام در نجف هر شب در معیت ایشان به حرم امیرالمومنین {ع } مشرف می شدیم . شبی از شب ها امام متوجه شدند صدام جهت محافظت از ایشان تعدادی نیرو فرستاده , ایشان پرسیدند این ها این جا چکار می کنند وما در پاسخ گفتیم حکومت ایران بنا دارد شما را ترور کند واین ها محافظ جان شمایند , ایشان در پاسخ فرمودند نیازی نیست وهمین الان بروند .  امام با اتکا به خداوند متعال در این راه از هیچ چیز هراس نداشت و فرمودند در سراسر نهضت لحظه ای وحشت نکردند . در زمان فوت حاج اقا مصطفی مرحوم کوثری از ایران به نجف امدند و آقای اشراقی داماد امام به ایشان گفتند ما نگران سلامتی امام هستیم زیرا ایشان گریه نمی کنند شما مقداری ذکر مصیبت کنید تاایشان گریه کنند.مرحوم کوثری  پس از عرض تسلیت به ایشان فرمودند شما الان متوجه می شوید که اباعبداله الحسین {ع } بالای بدن علی اکبر {ع }چه حالاتی داشتند . در این هنگام امام که برای فرزند خود گریه نکرده بودند در ذکر مصیبت علی اکبر {ع } به شدت گریستند.
پس از آن روزی می خواستم به همراه همسرم به ایران بیایم .امام مدارک واعلامیه هایی را برای انتقال  به بنده دادند وقتی به مرز قصر شیرین رسیدیم 25 روز تحت نظارت ساواک ما را در مرز نگه داشتند وپس ازاین به جیرفت منتقل نمودند وپس از 20 روز اقامت دران جا به قم آمدیم وبنده مدارک را به آقای اشراقی تحویل دادم و طی تلگرافی سلامتی خود وهمراهان را به نجف اعلام نمودم.پدرم نقل می کرد حضرت امام در طول این 45 روز دائما نگران سلامتی بنده بودند ومی پرسیدند از سید عبدالحسین خبری نشد؟پس از ورود امام به ایران وقم ایشان به دیدار مراجع رفتند ویک روز برای ملاقات مرحوم ابوی به چهل اختران آمدند . ارتباط ما وامام همواره برقرار بود وپس از فوت مرحوم پدرم امام مرحوم حاج سید احمد و امام جمارانی را برای ابلاغ پیام تسلیت به قم فرستادند .
در پایان  به  مسوولین وجوانان متذکر می شوم که کار اگر برای خدا ورضای اوباشد پایان خوبی خواهد داشت ودر این راه خوف وخستگی وجود نخواهد داشت . واز مسوولین محترم استان نیز خواهشمندم به وضعیت مناطق بومی نشین وبافت فرسوده ی این شهر که از پیشقراولان حمایت از نهضت امام بودند و از ابتدا تاکنون  مورد کم لطفی واقع شده اند رسیدگی نموده وتوجه بیشتر به عمران وآبادی این مناطق داشته باشند.
تهیه وتنظیم : ابوالفضل رییس جعفری
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1398/3/25
موضوع: تاریخ

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1398/11/8
تاریخ: 1398/11/7
تاریخ: 1398/11/5
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 13,789
   صفحات مرور شده: 13,893
روز گذشته:
   بازدید: 12,318
   صفحات مرور شده: 12,377
جمع کل:
   بازدید: 10,747,837
   صفحات مرور شده: 12,708,105

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز