در حال بارگذاری
سایز فونت: 1 2 3      
صفحه اول  >> نشریه >> شماره 1350 - تاریخ 1398/7/28 >> دین و اندیشه
روزنامه گویه - ضرورت بهره گیری از ابزار مدرن در ترویج معارف اسلامی و پیام های عاشورا
سخنرانی سیدمحمدحسین دریاباری درجمع گروهی ازطلاب ومردم سوگوارحسینی (ع)؛
ضرورت بهره گیری از ابزار مدرن در ترویج معارف اسلامی و پیام های عاشورا
موضوع بحث در شب های محرم اجمالا پیداست و آن پیام عاشوراست . قبل از آن که بحث را آغاز کنیم ابتدا


موضوع بحث در شب های محرم اجمالا پیداست و آن پیام عاشوراست . قبل از آن که بحث را آغاز کنیم ابتدا نکته ای را به دوستان عرض کنم که من تمایل چندانی برای سخنرانی نداشتم اصرار جمعی از دوستان سبب شد در خدمت دوستان طلبه و جمعی از اساتید، حاضر مسدع اوقات شوم. امیدوارم لحظاتی که درخدمت  شما هستم بتوانم مطالب مفیدی را بیان کنم تا احساس کنید اوقات شما تلف نشده است. اولا در جمع دوستان به یک نکته ی اساسی اشاره کنم که ما امروز با یک ابزار پیچیده و در عین حال کارساز در عرصه های جهانی مواجه هستیم و آن شبکه های اجتماعی است که هم می تواند اثرات مثبت بر جای بگذارد و هم می تواند جوامع را به تباهی بکشاند. آن چه که برای طلاب و حوزویان مهم است اولا و به ذات دانش و علمی است که بتواند شبهات عدیده ای را که از سوی اتاق فکرضد دینی و در واقع دشمنان دین صورت می گیرد پاسخ دهد؛ این اولین نیاز طلاب خواهد بود.  سپس دو ابزار مهم دیگر، آشنایی با شبکه ها و امکانات مدرن روز و استفاده و بهره گیری از آن ها و بعد از آن قلم و قدرت بیان است. بنابراین هنگامی که این سه ابزار برای همه تهیه شد، امکان مقابله با همه ی دشمنان فراهم خواهد شد. ما درباره ی پیام عاشورا صحبت می کنیم، ابتدا مقدمه ای برای دوستان عرض می کنم. در قرآن بعضی از واژگان بسیار تکرار شده و تاکید فراوانی بر آن شده است. اولین واژه، واژه ی «علم »است. علم با تمام مشتقاتش 484 بار در قرآن مطرح شده است. البته ممکن است از هر واژه در جایی بهره برداری خاصی شود، اما نکته ی مهم این است که علم و دانایی بسیار ارزشمند است. همه باید بدانند که توانایی و ظرفیت شان را برای دانستن به کار گیرند. انسان باید دانسته های زیادی داشته باشد تا به جاهای خوبی برسد.
ای بردار تو همان اندیشه ای
مابقی تو استخوان و ریشه ای
 گر گلست اندیشهٔ تو گلشنی
ور بود خاری تو هیمهٔ گلخنی
انسان یک بدن معمولی است، که همین بدن معمولی 70 درصد  آن آب است و بقیه استخوان و رگ و پوست، پس آن چه در انسان مهم است اندیشه و دانایی است. بنابراین یکی از واژگانی که می تواند پیام عاشورا را دریافت کند علم و آگاهی است. ابتدا همه باید دانش لازم را داشته باشیم تا درک کنیم در عاشورا چه اتفاقی افتاده است. پس باید درباره ی واقعه ی کربلا زیاد بخوانیم، بشنویم و درس بیاموزیم.
دومین کلمه و واژه ای که در قرآن بسیار به کار رفته است، فکر است؛ فکر یا اندیشه «افلا یتفکرون» آیا می اندیشید؟ واژه ی «فکر» درقرآن19 بار آمده است. اگر انسان در جستجوی یادگیری باشد کوه، دریا، آسمان، زمین، ماورای زمین، ماورای آسمان، آسمان هفتگانه، همه مواردی هستند که می تواند در موردشان به کاوش بپردازد. در قرآن کلمه ی ارضون به کار نرفته است؛ یعنی ما زمین هفتگانه نداریم، اما آسمان به شکل جمع (سماوات) آمده است. همه ی این موارد نشان از این است که بشر باید درصدد کشف و یادگیری باشد.
واژه ی دیگر کلمه ی« نظر» است که بیش از 102بار در قرآن استفاده شده است. اصرار قرآن بر تکرار این کلمه به چه دلیل است؟ این «نظر» به معنای نگاه و دیدن سطحی نیست بلکه به معنای دیدن عمیق است. « أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ  وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ » (آیات سوره غاشیه). واژه ی تدبرو مشتقات این واژه چهار بار در قرآن به کار رفته است. «تدبر» از ریشه ی «دبر» به معنای اندیشیدن در ماورای امور و فراتر از ظاهر کارها و مسائل است که ژرف اندیشی، عاقبت اندیشی و درنتیجه کشف حقایقی را درپی دارد که در ابتدای امر و با نظر سطحی به چشم نمی‌آید.
تدبر در قرآن عبارت است از اندیشیدن در ورای ظواهر آیات به منظور روشن شدن چهره ی باطنی قرآن، در حد امکان؛ یکی از جاهایی که قرآن این کلمه را به کار برده است، مربوط به خود قرآن است «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» (نساء 82) خداوند در قرآن همه ی انسان ها را در هر عصری هم به مبارزه طلبید وهم به تدبر، درباره ی اعجاز قرآن فراخواند. آنانی که زبان و ادبیات عرب را در زمان خودشان خوب بلد بودند به مبارزه طلبید. امروز هم به مبارزه می طلبد. قرآن ساکت نیست. قرآن همواره برتر بوده است اما به اندیشه های جاری و سیال نیاز دارد تا بتواند آن را درک کرده و به روز تفسیر کند و اعماق آن را بشکافد و برای مردم تبلیغ کند. پس واژه ی تدبر از دیگر واژه هایی است که می تواند این پیام مهم را برساند.
یکی از واژگانی که در قرآن به کار رفته واژه ی« بصر» است. واژه ی بصر 148 باردر قرآن آمده است. بصر به معنای دیدن است اما این که قرآن کلمه ی بصر را به کار می برد صرف نگاه سطحی نیست، این هم عمق دارد که باید در ژرفای مطالبی که در قرآن است با بصیرت به آن نگاه شود. بصیرتی که منجر به خداشناسی و تحول انسان شود. واژه ی دیگری که در قرآن بسیار به کار رفته واژه ی «عقل  »است که ما سحطی از آن عبور می کنیم. واژه ی عقل درقرآن کریم همواره به صورت فعلی استعمال شده است که مجموع آن 49 باراست. عقل در فلسفه و روایات یک معنی دارد اما مجموعاً آنچه که از قرآن درباره ی عقل می فهمیم عقل چیزی است که ما را از گمراهی می رهاند و به بهشت برین و آسایشگاه ابدی رهنمون می سازد. این واژه در قرآن بسیار استفاده شده است در مورد کسانی که نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند واژه ی لایعقلون به کار رفته و درباره کسانی که می خواهند بفهمند واژه های یعقلون به کار گرفته شده است. که هر کدام از این نکات بسیار قابل بحث است. واژه ی دیگری که در این موضوع بسیار جای بحث دارد، کلمه ی« تفقه »است ما نباید نگاه مان نسبت به مسائل سطحی باشد وقتی می گویند کسی فقیه است یعنی نگاهی فراتر به مسائل دارد و عمق مسائل را فهمیده و اگر اهل نظر و فتوا باشد فتوا می دهد.
واژه ی دیگری که در قرآن به کار رفته قلب است. « فی قلوبهم مرض..» و در مورد این کلمه در خیلی جاها کلمه مرض به کار رفته که قلوبی هستند که درک نمی کنند ، خداوند در قرآن ازاین جمله برای جمعی بسیار استفاده کرده است . همه  ی این ها می خواهند مفاهیمی را به انسان تفهیم کنند. واژه ی دیگر واژه ی ابصارو اسماع هستند که در قرآن به کار رفتند.
این واژگان ابزار شناخت و دریافت وقایع هستند. از مطالبی که تا اینجا گفته شد، این برداشت را داریم که دسته ای از این واژگان ابزاری هستند که ما را به اعماق مسائل می برند و نهانخانه آن ها را به ما می شناسانند و ابزارهایی هستند که ما برای شناخت به آن ها نیاز داریم مانند قلب و چشم و گوش ابزاری هستند که به وسیله ی آن ها می توان نهانخانه ی اشیا را درک کرد. همه ی انسان ها در طول تاریخ برای شناختن آمدند. در مسیر علم و دست یابی به آن، انرژی و سرمایه ی بسیاری گذاشته شد تا این میزان از علم و امکانات کشف شد و در اختیار ما قرار گرفت. خدا این ابزار را خلق کرد، تا چیزهایی را بشناسیم و بشناسانیم که در دنیا و آخرت خود از آن بهره بگیریم. آن چه امروز علم به ما تحویل می دهد چیز ساده ای نیست، اعماق دریاها شکافته شد، بشر حدود 5 هزار متر زیر زمین را پیموده و از بالا به هزاران کیلومتر نوری راه پیدا کرده است. که این ها همه برای شناخت یک چیز است و آن پیام پیام رسانان باری تعالی است. آن ها همان پیامبران خداهستند که همگی یک صدا گفتند: خدا را بپرستید پیامبران را اطاعت کنید، به معاد ایمان داشته باشید و بدانید بازگشت شما به سوی اوست.
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم
ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم
قل تعالوا آیتیست از جذب حق
ما به جذبه حق تعالی می رویم
کشتی نوحیم در طوفان روح
لاجرم بی‌دست و بی‌پا می رویم
همچو موج از خود برآوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
راه حق تنگ است چون سم الخیاط
ما مثال رشته یکتا می رویم
خوانده‌ای انا الیه راجعون
تا بدانی که کجاها می رویم
همه ی پیامبران آمدند و برخی جملات کلیدی را فرمودند که در قرآن به همه ی آن ها اشاره شد. اولین عبارت این است «فاعبدوالله» که پیام همه ی آن هاست. همه ی پیامبران اتفاق نظر داشتند و اختلاف در آن ها نبود. دین اسلام که کاملترین آن هاست، شخصیت عظیمی برای حفظ  زحمات پیامبر تلاش و قیام کرد ه بود چراکه عده ای درهما ن عصرو تاریخ درصدد دگرگون کردن این دین حنیف برآمده  بودند. قیام امام حسین بدین علت بود تا حقایقی که پیامبراسلام گفت بر اثر خواهش های نفسانی جمعی واستبدادگری گروهی پایمال نشود. نه معاویه را شخصیتی ساده بدانید و نه یزید را شخصیت معمولی. پایه های به وجود آمدن چنین روزی مانند محرم و علی الخصوص عاشورا زمانی ریخته شده بود که معاویه در محدوده ی خود شروع به ساختن فرهنگ و ساختمان هایی نظیر ساختمان و فرهنگ های روم کرد، در واقع همان زمان با ساختمان های مجلل با شیوه هایی که رومیان آن عصر داشتند ،تدارک چنین جریاناتی را دید. وقتی مسلط بر اوضاع شد؛ پیکره ی جهان اسلام را با همان سبک اداره می کرد حتی توجهی هم به هشدار خلفای دوران خویش نمی کرد و مسیر رومیان را در پیش گرفت و می گفت شما مسیر خود را طی کنید و من مسیر خود را طی می کنم. این روند تغییر مسیری بود که برای اسلام پدید آمده بود.اما امام علی {ع} درمقابل چنین وضعیتی ایستاد . جهان اسلام با چنین اشخاصی روبرو و مواجه شد. معاویه سرانجام یزید را برجهان اسلام تحمیل کرد حال در اینجا به شخصیتی ایثارگر که بتواند حرکتی انجام دهد، اصلاح گر باشد و بخواهد سنت پیامبر را اجرا کند، نیاز است. و آن امام حسین علیه السلام است که در اوصاف امام حسین همه دوستان بسیار می دانند و بسیار شنیدند اما عاشورا پیام های بسیاری دارد. امام حسین همان زمان با همان امکانات محدود قیام کرد و سرانجام به شهادت رسید و فرزندانش به اسارت رفتند؛ البته اسارتی که بزرگترین پیامدش ابلاغ و اطلاع رسانی حوادثی بود که کاخ های ستم را لرزاند. این واقعه حدود 24 پیام برای ما داشت. یعنی حرکت امام حسین حرکتی سازنده ، تاریخی و برای همه ی ادوار است. حال به شماری از آن ها اشاره می کنیم. نکته ی اول شما وقتی بیانات امام حسین علیه السلام و بزرگانی از شهدای واقعه ی کربلا را مطالعه کنید، متوجه می شوید پیام رسالت را هم بیان کردند. مبانی و ارزش های رسالت پیامبران را تبیین کردند. یکی از مهم ترین پیام های قیام امام حسین به ما این است که پیرو رسول اسلام باشید. من برای احیای سنت جدّم قیام کردم. این اولین پیام به ماست. دومین پیام عاشورا به ما ایمان به مبدا و معاد است. مگر شهدای کربلا به زندگی خوب و راحت علاقه نداشتند؛ انقدر به حوادث و اتفاقات آگاه بودند که هیچ گاه آرزو نمی کردند در دنیا بمانند همواره می خواستند با امام حسین محشور شوند و همه لایق شهادت در رکاب امام حسین شدند. موضوع دیگر، تبیین خواص و ویژگی امامت و ولایت است. همه ی کسانی که خطبه و رجز خواندند درباره ی امامت و ولایت سخن گفتند، شما قوی تر و شجاع تر و فهیم تر و عالم از حضرت عباس سراغ دارید. فرمود:
 « والله ان قطعتموا یمینی 
انّی احامی ابداً عن دینی
و عن امام صادق الیقین 
نجل النبی الطاهر الامین
یا نفس لاتخشی من الکفار
 و ابشری برحمة الجبّار
مع النبی السید المختار
 قد قطعوا ببغیهم یساری
فاصلهم یا رب حر النار
همه به نوعی پیام امامت و ولایت را به ما رساندند. از دیگر پیام های عاشورا می توانیم به امور روز اشاره کنیم. در پیام و بیانات امام حسین، حریت، آزادگی، جوانمردی، مبارزه با کفر را می توان یافت. نکته ای دیگر که در پیام عاشوراست؛ استواری استقامت و صبراست، در گذشته بسیاری از متفکرین بخصوص مارکسیست ها در رابطه با واژه ی "صبر" ایراداتی به اسلام می گرفتند و صبر را منفی معنا می کردند، در حالی که واژه ی صبر یعنی استواری، اگر یک گام شما را به عقب راندند، شما مقاومت کنید و صد گام به جلو بروید. استقامت و مقاومت بکنید و در برابر سختی ها تسلیم نشوید. این است معنای واژه ی صبر. در قرآن واژه ی صبر بسیار به کار رفته است و در جنگ احد و بدر به آن اشاره شده است. توصیه به صبر و مقاومت یکی از وظایف ماست. به نکته ای دیگر می پردازم. در عاشورا یک اتفاق عجیب رخ داد. سازندگی عاشورا از همان ابتدا پیدا بود. یکی از پیام های عاشورا اتمام حجت بود، امام می دانست که با خطبه خواندن و سخنرانی او مردم باز می گردند این کار را می کرد. امام حسین سر جنگ نداشت. جنگ را دشمن شروع کرد. اثرگذاری خطبه های امام حسین کماکان باقی است و جهان را متحول کرد از جمله کسانی که از صفر به بی نهایت رسیدند، حر بن زیاد ریاحی بود که در تاریخ اسلام ماندگار شد،  اگرچه او اولین کسی بود که جلو امام را گرفت، با امام سخن گفت و از کارگزاران نظام یزید بود با خطبه های آتشین و بیدارکننده ی امام حسین از صفر به بی نهایت رسید حالا مفهوم و مصداق توبه که بارها در قرآن اشاره شده اوست. حر با امام مواجه شد، در وجود او شناخت بود، ابزار شناخت و ظرفیت آن را داشت. عقلانیت او بر احساساتش غلبه داشت. یعنی خطبه های امام فطرت خاموش او را بیدار کرده و به آگاهی لازم رسید و در روز عاشورا برگشت و از شهدای کربلا شد و در تاریخ نام بزرگی دارد و مصداق بارز «توبوالی الله» است و نکته ی آخر راویان ووقایع نگاران کربلا که با حر در صحنه ی جنگ همراه بودند می گویند به وقت شهادتش در لحظات آخر هنگامی که امام سر او را بر بالینش می گذارد از امام می پرسد آیا توبه من قبول شد؟  امام  می فرماید توحری همان گونه که مادرت تورا حرنامید.این تحولی بزرگ در یک انسان است.
 

نویسنده: ---
تاریخ: 1398/7/28

نظرات
نام
پست الکترونیکی
وب سایتhttp://
متن
کد امنیتیکد
تکرار کد امنیتی حساس به حروف کوچک و بزرگ

منوی نشریه
شماره های پیشین
تاریخ: 1398/9/20
تاریخ: 1398/9/19
تاریخ: 1398/9/18
بایگانی
منو
جستجو
جستجو
آگهی
کنتور
امروز:
   بازدید: 900
   صفحات مرور شده: 900
روز گذشته:
   بازدید: 15,987
   صفحات مرور شده: 16,040
جمع کل:
   بازدید: 10,002,864
   صفحات مرور شده: 11,951,844

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز